است ؟ هنگامى كه عتبه اين مقاله را از امام حسين شنيد كاتب خود را خواست و نامهاى براى يزيد نوشت كه مضمون آن اين بود :
[ نامه عتبه به يزيد ]
بسم اللَّه الرحمن الرّحيم از عتبه بسوى يزيد كه امير المؤمنين مىباشد . حسين تو را لايق بيعت نمىبيند اكنون هر نظريهاى در بارهء حسين دارى معلوم كن . و السّلام .
وقتى اين نامه بدست يزيد رسيد در جواب عتبه نوشت : هنگامى كه اين نامهء من به تو و اصل شد فورا جواب آن را برايم بنويس ! در نامهء خود آن افرادى را كه مطيع من يا مخالف من باشند تعيين كن ! بايد سر حسين بن على هم با آن نامهاى كه ميفرستى باشد ! موقعى كه اين موضوع به گوش امام حسين عليه السّلام رسيد تصميم گرفت از زمين حجاز متوجه ارض عراق شود . وقتى شب شد آن حضرت متوجه قبر پيامبر خدا شد تا با قبر آن بزرگوار وداع نمايد . هنگامى كه نزد قبر شريف رسيد نورى از قبر برايش ساطع شد و آن حضرت بجاى خود بازگشت ، وقتى شب دوم فرا رسيد امام حسين عليه السّلام نزد قبر مقدس پيغمبر اكرم اسلام آمد تا آن را وداع كند . آن بزرگوار براى نماز قيام كرد ، نمازش طولانى شد و گويا در حال سجده بخواب رفت .
ناگاه در عالم خواب ديد كه پيامبر خدا آمد و امام حسين را بسينهء خويش گرفت و ميان دو چشم آن حضرت را بوسيد و به وى فرمود : پدرم بفداى تو ، گويا من تو را مىبينم كه بين گروهى از اين امت كه اميد شفاعت مرا دارند غرقه به خون هستى .
ولى اين گونه مردم بهرهاى از خير نزد خدا ندارند ، اى پسر عزيزم ! تو پيش پدر و مادر و برادرت كه مشتاق تو ميباشند خواهى آمد .
و ان لك في الجنة درجة لا تنالها الا بالشهادة
يعنى تو در بهشت يك درجهاى دارى كه به آن نائل نمىشوى مگر بوسيلهء