محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را بقتل برسانم قبول نخواهم كرد . تو چگونه جرات ميكنى حسين را كه پسر دختر پيغمبر اعظم اسلام است شهيد نمائى ؟ فرداى قيامت كه بر پيامبر خدا وارد شوى جواب آن حضرت را چه خواهى گفت ! در صورتى كه ، فرزند و نور چشم و ميوهء دل آن حضرت را شهيد نموده باشى ؟ همان حسينى كه پسر بزرگترين زنان عالم ، پسر سيد الوصيين و بزرگ جميع جوانان اهل بهشت مىباشد در صورتى كه حسين در اين زمان براى ما نظير جدش رسول خدا است براى مردم آن زمان . اطاعت حسين مثل اطاعت جدش پيغمبر خدا بر ما واجب است . حسين صاحب اختيار بهشت و دوزخ است . اكنون هر تصميمى كه دارى بگير . من خدا را شاهد ميگيرم كه اگر تو با حسين محاربه كنى ، يا او را شهيد نمائى ، يا بر عليه وى يا بر قتل او قيام كنى جز اندك زمانى در اين دنيا باقى نخواهى بود .
عمر بن سعد در جواب كامل گفت : آيا تو مرا بوسيلهء مرگ ميترسانى ؟ در صورتى كه من پس از كشتن حسين رئيس هفتاد هزار ( 000 ، 70 ) سوار خواهم بود و استاندار ملك رى خواهم شد .
كامل در جواب عمر گفت : من يك حديث صحيحى براى تو نقل ميكنم كه اميدوارم اگر موفق شوى آن را قبول نمائى ؛ بدان كه من با پدرت بسوى شام مسافرت كردم ! اسبم خسته شد و من از دوستانم عقب ماندم و سرگردان و عطشان شدم ! ناگاه دير راهبى نظر مرا به خود جلب كرد . من متوجه آن دير شدم ، وقتى بر در آن دير رسيدم از اسب خود فرود آمدم كه شايد شربت آبى بياشامم ، ناگاه ديدم راهبى از بالا متوجه من شد و گفت : چه ميخواهى ؟ گفتم : من تشنهام . گفت : تو از امت اين پيغمبر هستى كه با يك ديگر جدال ميكنند و يك ديگر را براى مال دنيا ميكشند و در اين دنيا به مزخرفهاى آن دل مىبندند ! ؟ گفتم : من از امت مرحومه يعنى امت حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميباشم .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٢٧