تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
بنگرد ؟ عبد اللَّه اين سخن را براى خوش آمد معاويه گفت . يزيد به معاويه گفت : اكنون نظريهء من چگونه است ؟ معاويه خنديد و به عبد اللَّه گفت : يزيد هم همين عقيدهء تو را دارد . عبد اللَّه گفت : عقيدهء يزيد صحيح است . معاويه گفت : نظريهء شما هر دو خطا است . به نظر شما اگر من بخواهم عيوب على را بگويم مثلا ميتوانم چه بگويم ؟ شخصى مثل من نبايد عيبى را بگويد كه در وجود كسى نباشد ، يا اينكه نداند چه عيبى در وجود او است . اگر من عيب شخصى را بگويم كه مردم آن را نميدانند باكى براى صاحب آن نخواهد بود و مردم آن عيب را اهميتى نميدهند ، بلكه آن را تكذيب مينمايند . من چگونه عيب حسين را بگويم ، در صورتى كه به خدا قسم عيبى در وجود او نيست ! ! نظريهء من اين بود كه نامه‌اى بحسين بنويسم و او را تهديد نمايم . سپس اين نظريه را تعويض نمودم و اين طور ديدم كه با وى لجاجت نكنم . 10 - در كتاب احتجاج اين موضوع را نيز به همين نحو مينگارد تا آنجا كه ميگويد : معاويه چيزى كه امام حسين را ناراحت كند براى آن حضرت ننوشت . جوائزى را كه براى آن حضرت ميفرستاد قطع ننمود . معاويه در هر سالى غير از انواع و اقسام هديه‌هائى كه براى امام حسين عليه السّلام تقديم ميكرد مبلغ هزار هزار درهم براى آن بزرگوار ميفرستاد .