زيرا حسودى صفت بدى است .
معاويه گفت : راست ميگوئى ، ولى من تو را به جهت چهار خصلت دوست دارم و از چهار خصلت تو صرف نظر ميكنم . چهار خصلت اول عبارت است از :
1 - از خويشاوندان پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله ميباشى .
2 - تو مردى از اهل بيت من و نژاد خالص عبد مناف هستى .
3 - پدرم با پدر تو دوست بود .
4 - تو زبان و رهبر و فقيه قريش ميباشى .
آن چهار خصلتى كه من از آنها صرف نظر كردم عبارت است از :
1 - تو در صفين با دشمنان من با من دشمنى كردى .
2 - تو با آن افرادى كه به عثمان بد رفتارى كردند همكارى نمودى .
3 - تو با آن اشخاص بودى كه بر عليهام المؤمنين عائشه فعاليت نمودند .
4 - تو در رديف آن گروهى بودى كه زياد را از من ندانستند . من چشم و بينى اين خصال را كوبيدم و عذر تو را از آيهء قرآن و قول شعراء پذيرفتم .
آيهء قرآن اين است كه خدا ( در سورهء برائة ، آيهء - 102 ) ميفرمايد : عمل صالح را با گناه مخلوط نمودند . قول شعراء اين است كه برادر بنى دينار ميگويد :
تو سبقت نخواهى گرفت بر برادرى كه او را از ميان مردان پراكنده و نيكو بدست آورى .
بدان كه من آن چهار خصلت اول تو را قبول كردم و اين چهار خصلت تو را بخشيدم و در اين باره همان طورم كه اولى گفته : من نيكو كارى كسى را كه محبت كند قبول ميكنم و از آن اعمالى كه غير از اين باشند صرف نظر مينمايم .
معاويه پس از اين سخنان ساكت شد .
ابن عباس پس از حمد و ثناء حضرت پروردگار در جواب معاويه گفت :
تو ميگوئى : مرا به جهت آن خويشاوندى كه با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دارم دوست دارى
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 115
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٥