شهيد شده باشند برميخيزند و احدى از ايشان از آن حضرت تخلف نخواهند كرد .
9 - در كتاب روضه و كتاب فضائل روايت مىكند كه معاويه از ابن عباس پرسيد : تو در بارهء على بن ابى طالب چه ميگوئى ؟ ابن عباس گفت : على عليه السّلام كه ابو الحسن است داراى مقام عالى مىباشد . به خدا قسم كه على عليه السّلام علم هدايت بود ، شخص پرهيزكار ، دانشمند محض ، اصل و ريشهء بذل و بخشش ، كوه بزرگ دانش و بينش ، پناهگاه مردم ، نورى در تاريكىها ، راهنماى راه بزرگ دين و مذهب ، چنگ زننده بدستگيره و حبل محكم ايمان ، داراى مجد و مقام عالى بود ، پيشواى دين و تقوا بود ، بزرگ اشخاصى بود كه لباس بزرگى در بر داشتند شوهر دختر مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بود ، بزرگوارترين افرادى بود كه روزه ميگرفتند و نماز ميخواندند ، با فخريهترين اشخاصى بود كه ميخنديدند و گريه ميكردند ، على به طرف دو قبله نماز خواند ، آيا هيچ مخلوقى از گذشتگان و آيندگان مىتوانند با على مساوى باشند ! ؟ 10 - در كتاب خصال از عبد الملك بن مروان نقل مىكند كه گفت : يك روز ما نزد معاويه بوديم ، گروهى از قريش كه عدهء از بنى هاشم در بين آنان بودند نيز حضور داشتند . معاويه گفت : اى بنى هاشم ! شما براى چه بر ما فخريه ميكنيد ، آيا نه چنين است كه پدر ، مادر ، خانه و زادگاه ما همه يكى است ! ؟
ابن عباس گفت : ما بوسيلهء همان مقامى بر شما فخريه ميكنيم كه تو بر ساير قريش فخريه ميكنى ، و قريش بر انصار و انصار بر ساير عرب و عرب بر عجم فخريه مينمايند ، يعنى ما به پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مفتخر و سرافرازيم كه تو نميتوانى اين موضوع را انكار و از آن فرار كنى .
معاويه گفت : اى ابن عباس ! تو يك زبان تيز و گويندهاى دارى كه بوسيلهء آن ادعاى باطل خود را ثابت و حق ديگران را پايمال ميكنى ! ابن عباس گفت :
آرام باش ! زيرا باطل نميتواند بر حق غالب شود ، دست ازين حسودىها بردار ،
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 114
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٤