تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
امروز شما گزيدگان خدا ، پشتيبانان دين ، و ياوران پيغمبر و مؤمنين و حاميان اهل بيت طاهرينيد ! شماييد كه با بت پرستان عرب درافتاديد ! و برابر لشكرهاى گران ايستاديد ! من آنچه شرط بلاغ است ، با شما گفتم . اما مىدانم خواريد و در چنگال زبونى گرفتار . چه كنم كه دلم خونست ؟ و بازداشتن زبان شكايت ، از طاقت برون ! و نيز مىگويم براى اتمام حجت بر شما مردم دون ! بگيريد ! اين لقمه گلوگير به شما ارزانى ، و ننگ و حق شكنى و حقيقت پوشى بر شما جاودانى باد . اما شما را آسوده نگذارد تا به آتش افروخته خدا بيازارد ! آتشى كه هر دو فروزد و دل و جان را بسوزد . آنچه مىكنيد خدا مىبيند و ستمكار به زودى داند كه در كجا نشيند . من پايان كار را نگرانم و چون پدرم شما را از عذاب خدا مىترسانم . به انتظار بنشينيد تا ميوه درختى را كه كشتيد بچينيد و كيفر كارى را كه كرديد ببينيد . پاسخ ابوبكر و جواب زهرا ( س ) در آن اجتماع كه نيمى مجذوب و نيمى مرعوب بودند ، اين سخنان آتشين كه از دلى داغدار برخاسته چه اثرى نهاده است ؟ خدا مىداند . اما نوشته‌اند « 1 » ابوبكر در آن جمع پاسخ دختر پيغمبر را چنين داد : - دختر پيغمبر ! پدرت غمخوار مؤمنان و بر آنان مهربان و دشمن كافران و مظهر قهر يزدان برايشان بود . اگر نسب او را بجوييم ، او پدر تو است نه پدر ديگر زنان . برادر پسر عموى تو است نه ديگر مردان . در ديده او از همه خويشاوندان برتر ، و در كارهاى بزرگ او را ياور بود . جز سعادتمند شما را دوست ندارد و جز پست‌نژاد تخم دشمنيتان را در دل نكارد .
هامش
( 1 ) - بلاغات النساء .