تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
شما در آن جهان ما را پيشوا و به سوى بهشت رهگشاييد . من چه حق دارم كه پسر عمت را از خلافت بازدارم ! اما فدك و آنچه پدرت به تو داده اگر حق تو است و من از تو گرفته‌ام ستمكارم . اما ميراث ، مىدانى پدرت گفته است : « ما پيمبران ميراث نمىگذاريم . آنچه از ما بماند صدقه است » . - خداوند درباره دو تن از پيمبران گويد : « از من و از آل‌يعقوب ميراث مىبرد . » « 1 » و نيز گويد : « سليمان از داود ارث برد » « 2 » اين دو پيمبرند و ارث نهادند و ارث بردند . آنچه به ارث نمىرسد پيمبرى است نه مال و منال . چرا ارث پدرم را از من مىگيرند . آيا در كتاب خدا فاطمه دختر محمد ( ص ) از اين حكم بيرون شده است ؟ اگر چنين آيه‌اى است بگو تا بپذيرم . - دختر پيغمبر گفتار تو بيِّنت است و منطق تو زبان نبوّت . كسى را چه رسد كه سخن تو را نپذيرد ؟ و چون منى چگونه تواند بر تو خرده گيرد ؟ شوهرت ميان من و تو داورى خواهد كرد . « 3 » دخت پيامبر در بستر مرگ پدر ، مظلوم شدن شوهر ، از دست رفتن حق و بالاتر از همه دگرگونىهايى كه پس از رسول خدا - به فاصله‌اى اندك - در سنت مسلمانى پديد گرديد ، روح ، سپس جسم دختر پيغمبر را سخت آزرده ساخت . چنان كه تاريخ نشان مىدهد او پيش از مرگ پدرش بيمارى جسمى نداشته است . از نخستين روز دعوت پيامبر تا اين تاريخ بيست و سه سال و از تاريخ هجرت تا اين روزها ده سال مىگذشت . در اين سالها نيز گروهى دنيا پرست كه چاره‌اى جز پذيرفتن مسلمانى نداشتند خود را در پناه اسلام
هامش
( 1 ) - سوره مريم ، آيه 7 . ( 2 ) - سوره نحل ، آيه 17 . ( 3 ) - بلاغات النساء چ بيروت ، ص 31 - 32 .