رساند و آنان را از عذاب الهى ترساند . فرق و پشت مشركان را به تازيانه توحيد خست . و شوكت بت و بت پرستان را در هم شكست .
تا جمع كافران از هم گسيخت . صبح ايمان دميد . و نقاب از چهره حقيقت فرو كشيد . زبان پيشواى دين در مقال شد و شياطين سخنور لال . در آن هنگام شما مردم بر كنار مغاكى از آتش بوديد خوار و در ديده همگان بىمقدار . لقمه هر خورنده . و شكار هر درنده . و لگدكوب هر رونده . نوشيدنيتان آب گنديده و ناگوار . خوردنيتان پوست جانور و مردار . پست و ناچيز و ترسان از هجوم همسايه و همجوار . تا آنكه خدا با فرستادن پيغمبر خود ، شما را از خاك مذلت برداشت و سرتان را به اوج رفعت افراشت .
پس از آن همه رنجها كه ديد و سختى كه كشيد . رزم آوران ماجراجو ، و سركشان درنده خو . و جهودان دين به دنيا فروش و ترسايان حقيقت نانيوش ، از هر سو بر وى تاختند . و با او نرد مخالفت باختند .
هر گاه آتش كينه افروختند ، آن را خاموش ساخت و گاهى كه گمراهى سربرداشت يا مشركى دهان به ژاژ انباشت ، برادرش على را در كام آنان انداخت . على ( ع ) بازنايستاد تا بر سر و مغز مخالفان نواخت و كار آنان را با دم شمشير بساخت .
او اين رنج را براى خدا مىكشيد و در آن خشنودى پروردگار و رضاى پيغمبر را مىديد و مهترى اولياى حق را مىخريد . اما در آن روزها شما در زندگانى راحت آسوده و در بستر امن و آسايش غنوده بوديد .
چون خداى تعالى همسايگى پيمبران را براى رسول خويش گزيد ، دو رويى آشكار شد و كالاى دين بى خريدار . هر گمراهى دعوى دار و هر گمنامى سالار . و هر ياوهگويى در كوى و برزن در پى گرمى بازار . شيطان از كمينگاه خود سر برآورد و شما را به خود دعوت كرد و ديد چه
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 62
مساهمون: حسين سروقامت
ص٦٢