به عناوين فرعى كوچكترين اشارهاى صورت پذيرد . اما وقتى در متن با احاديث و ترجمههاى آنها روبرو مىشويم ، از اين عناوين فرعى نيز به تفصيل ياد مىشود . ( صفحه 166 كتاب ) به عكس در ذيل حرف « س » هم عناوين اصلى و هم عناوين فرعى ذكر شده ، در حالى كه در متن كتاب به هيچ وجه از اين عناوين ياد نشده است .
پذيرش چنين امرى هنگامى دشوارتر مىشود كه مشاهده كنيم برخى از مطالب اصلًا در جاى خود قرار نگرفتهاند . مثلًا احاديث ذيل حرف « س » تماما در قسمت حرف « ز » آمده است !
- شتابزدگى و بى دقتى در ترجمه روايات متن نيز اثرگذار بوده ، گاه از زيبايى معنى كاسته و گاهى نيز به گونهاى نادرست و مبهم از مطلب عبور شده است .
به عنوان مثال در ترجمه عبارت على ( ع ) كه فرمودهاند : « وَ فينا تَنْشَبَّتْ عُروُقُه » آمده است : ريشه درخت سخن در ميان ما ريشه دوانده . . . ( ص 14 كتاب ) كه خالى از فصاحت و زيبايى است .
همچنين در ترجمه سخن حضرت فاطمه ( س ) كه خطاب به انصار فرمود : « يا مَعْشَرَ الْفِتْيَةِ . . . » عبارتِ اى انجمن نقباء و مؤمنين آمده است . ( ص 114 و 115 كتاب ) در صورتى كه « فَتى » كه جمع آن « فِتْيَه » است در لغت عرب به معناى جوانى است كه در عنفوان جوانى قرار دارد ؛ دورانى ميان نورستگى و مردى . « 1 » چنين مفهومى در ترجمه مؤلف محترم به نقباء تعبير شده كه جمع « نقيب » است و نقيب به معناى سركرده و بزرگ جماعتى است كه عهدهدار امور زندگى آنهاست . « 2 »
هامش
( 1 ) . المعجمالوسيط ؛ ج 1 و 2 ، ذيل ماده « الفتى » ، ص 673 ؛ الفتى : الشاب اول شبابه بين المراهقة والرجولة .
( 2 ) . همان ، ذيل ماده « النقيب » ، ص 944 ؛ النقيب : كبير القوم المعنى بشؤونهم .