آيا نهجالحياة يك فرهنگ است ؟
در اغلب كتب لغت فرهنگ را به علم ، دانش ، ادب ، معرفت ، تعليم و تربيت ، آثار علمى و ادبى يك قوم يا ملت و همچنين كتابى كه شامل لغات يك زبان و شرح آن باشد ، تعبير كردهاند . « 1 »
قطعا نگاه ما به فرهنگهاى فارسى با نگاهى كه به نهجالحياة به عنوان يك فرهنگ مىكنيم ، متفاوت است .
ما حتى در بررسى فرهنگهاى فارسى نيز با معايبى از جمله كامل نبودن و عدم ضبط تمام معانى يك لغت ، تصحيف خوانى و تصحيح قياسى و حدس و استنباط ، رونويسى از فرهنگهاى قديمتر ، كوتاهى و بىدقتى در تعريف اجمالى لغات ، غفلت از تعريف بسيارى از واژهها به بهانه مشهور بودن آنها ؛ خلط مباحث دستورى فارسى و عربى يا ساير زبانها ، خلط مباحث دستورى با نكات املايى و بى توجهى به سير تحول تاريخى لغت در برخى موارد برخورد مىكنيم « 2 » اما آنچه با همه اين عيوب و كاستىها باعث مىشود اهل ادب فارسى نام فرهنگ را بر مجموعهاى اطلاق كنند ، مشتركاتى است كه ميان همه آنها يافت مىشود . اكنون سؤال مهمى در اين باره مطرح مىشود كه آيا براستى كتاب نهجالحياة يك فرهنگ است يا به گونهاى تسامحى نام فرهنگ بر آن نهاده شده است ؟
ما پاسخ اين سؤال را در مقايسهاى كه ميان فرهنگهاى رايج و نهجالحياة انجام مىدهيم ، خواهيم داد .
1 - نخستين مشخصه يك فرهنگ ارائه تعريف از واژههاست . معمول
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : فرهنگ فارسى عميد ، لغت نامه دهخدا ، فرهنگ معين ، برهان جامع و . . .
( 2 ) . ر . ك . به : فهرست نسخههاى خطى ، احمد منزوى ، ج 3 و مقدمه لغتنامه دهخدا و سخن ناشر فرهنگ فارسى عميد .