نيست كه در فرهنگها اصطلاحات ، تعابير و تركيبات به صورت عام به عنوان مدخل قلمداد شوند . در حالى كه ما در نهجالحياة به وفور چنين امرى را مشاهده مىكنيم . تعابير سياست و مبارزات سياسى ، سلام فاطمه بر فرزندانش ، قضاوت ميان كودكان ، خطبه در سرزنش پيمان شكنان ، علم و ارزش عالم اسلامى ، يارى طلبيدن از مهاجرين و انصار و . . . از اين قبيل است .
2 - از ديگر مشخصههاى نگارش فرهنگ ، تبعيت از اصول و قوانين فرهنگ نگارى و استفاده از تجربيات ديگران بهويژه پرحوصلهگى و هوشمندى در يافتن مدخلها و ارائه تعريفهاست . نگارش فرهنگ در هر زمينهاى ، جنبههاى بى همتا و منحصر به فرد خود را دارا است اما در ظاهر امر تابع اصولى است كه اگر به گونهاى روشمند دنبال نشود ، مىتواند الگويى براى ساير فرهنگها تلقى شود .
در نهجالحياة گرچه الفباى طرح - جمع آورى سخنان حضرت فاطمه ( س ) - ستودنى است ، اما در نحوه تنظيم آن با وجهى دور از وسواس و تهى از حوصله مواجه مىشويم . البته عمده اشكال متوجه تنظيم و ويرايش است ، نه محتوا . به اعتقاد نگارنده فرهنگ نگارى يك فن است كه بدون اشراف و احاطه كامل به اصول آن يا دست كم بدون نظارت كيفى برخى صاحبان اين فن انجام آن به صورت صحيح ميسر نيست .
در تفاوت فرهنگها با ساير كتب بايد در نظر داشت كه ما با مطالعهاى پيوسته روبرو نيستيم ، بلكه آنها تنها مرجعى به شمار مىآيند كه به صورت مقطعى و ناپيوسته مورد رجوع قرار مىگيرند . از اين رو بايستى مشخصات يك فرهنگ جامع را دارا باشند . مدخلها در فرهنگها مىتوانند بر اساس زمان وقوع حوادث ، يا موضوعات مورد بحثحروف
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 242
مساهمون: حسين سروقامت
ص٢٤٢