شِكوههاى جگرسوز
ام سلمه مىگويد خدمت حضرت زهرا رسيدم و پرسيدم : اى دختر رسول خدا ؛ شب را چگونه صبح كردى ؟
حالت چگونه است ؟ فرمود :
صبح كردم در ميان حزن شديد و اندوه عظيم ، در حالى كه پيامبر از دست رفته ، و وصىّ او مظلوم واقع شده است . سوگند به خدا ، حشمت و عظمت آن كس دريده و نابود شد كه بر خلاف حكم خدا در قرآن و سنت و سفارش پيامبر اسلام در تأويل و تفسير قرآن ، حق امام را غصب كردند و به ديگران سپردند . اين گونه برخوردهاى خصمانه ، از كينه توزيهاى جنگ بدر و خونخواهى كشتگانشان در جنگ احد است كه در درون قلب نفاقآميز و انديشه فتنهانگيزشان پنهان بوده است و تا كنون جرئت اظهار آن را نداشتند تا در آن هنگام كه حكومت الهى بازيچه دست قدرت طلبان گرديد و امام به حق ، منزوى شد . آتش كينههاى ديرينهشان زبانه كشيد و باران مصيبتها و مشكلات را بر ما فرو ريختند و رشتههاى ايمان را دريدند و نسبت به وعدههاى الهى در حفظ و پاسدارى از رسالت پيامبر و دفاع از پرهيزكاران و مؤمنان چه زشت عمل كردند .
اما افسوس درجهت انتقامگرفتن از پدران [ مشرك و منافق ] خود كه در جنگهاىاسلامى عليه اسلام جنگيدند و كشته شدند ، بهدنيا روى آوردند [ و فريب دنيا را خوردند . ] ( حديث 117 - صفحات 215 - 213 كتاب )
واپسين دعا
اسماء همسر جعفر طيار نقل مىكند كه در لحظههاى پايانى عمر حضرت زهرا متوجه آن بزرگ زنان عالم بودم . ابتدا غسل كرد و لباسها را عوض كرد و در خانه مشغول راز و نياز با خدا شد .
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 238
مساهمون: حسين سروقامت
ص٢٣٨