خداوند گشت و ديرى نپاييد كه شمع فروزان وجود او خاموش گشت ولى تا ابد هماره بهعنوان اسوهاى خستگىناپذير نامش بر صفحه تاريخ دين و دانش ماندگار خواهد شد .
پيكر علامه پس از انتقال به نجف اشرف در كتابخانه عمومى اميرالمؤمنين بهخاك سپرده شد .
« لَقَدْ عاشَ سَعيدا وَ ماتَ سَعيدا » . سعادتمند زندگى كرد و سعادتمند به ديار باقى شتافت . روحش شاد . « 1 »
خاطراتى از علامه امينى « 2 »
عشق به مطالعه
كتاب الغدير تقريبا حدود چهل سال از عمر مرحوم علامه امينى را به خود اختصاص داد . وقتى ايشان به تحرير كتاب مشغول بود ، به حدى در تفكر و مطالعه مستغرق مىشد كه ساعتها مىگذشت و ايشان هيچ احساس گرسنگى و تشنگى نمىكرد ، فرزند ايشان نقل مىكند :
يادم هست كه شبها حدود ساعت 9 و 10 بچهها گرسنهشان مىشد . مرحوم علامه امينى دستور فرموده بودند كه ناهار و شام بچهها را بموقع بدهيد و منتظر حضور من بر سر سفره نباشيد . لذا مادرم شام بچهها را مىداد و ما مىخوابيديم . و ايشان در كتابخانه مشغول مطالعه بودند .
هامش
( 1 ) . مطالب اين بخش عمدتا از گزارش مختصرى كه فرزند ايشان آقاى محمد امينى نجفى درباره حيات مرحوم علامه امينى نگاشته استفاده شده است صفحات 19 تا 36 كتاب ، فرزند ديگر ايشان حجت الاسلام و المسلمين حاج آقا رضا امينى نجفى زندگينامه مفصلى از علامه امينى را در مقدمه كتاب الغدير ( چ 1396 ق / 1976 م تهران ) مرقوم نموده است . علاقهمندان براى استفاده بيشتر مىتوانند به منبع مذكور مراجعه نمايند .
( 2 ) . قطرهاى از دريا : داستانهاى برگزيده الغدير با گزينش و تدوين و بازنوسى محمد حسين صفاخواه ، 2 جلد ، تهران ، مؤسسه انتشارات قديانى ، چ دوم ، پاييز 1375 ش ؛ ج 1 ، ص 15 تا 45 .