جماعت اويماقات متفرّقهاند كه در ولايت روم به نهب و غارت مشغولى داشتهاند و خود را سيل سپر نام نهادهاند ، يعنى پاكروب . و چنانچه در قضاى ايّام تسخير آذربايجان اشعارى شده دو هزار خانوار از روى ارادت و اخلاص بدين درگاه آمده و جمعى از ايشان در سلك قورچيان عظام انتظام يافتهاند » .
ص 198 س 5
ابازه محمد پاشا به قبيلهء قديمى ابازه كه در ساحل شمال و شرق درياى سياه سكونت داشتند ، تعلق داشت . در جوانى در زمان خزانهدار جان پولاد على پاشا والى حلب در محاصرهء اورج اواسى گرفتار و حكم قتل وى توسط مراد پاشا صدر اعظم عثمانى صادر شد ، امّا به وساطت خليل پاشا ينىچرى از مرگ نجات يافت . در زمان صدارت خليل پاشا به حكومت مرعش منصوب شد و متعاقبا حكم حكومت ارزروم را هم دريافت كرد .
قتل سلطان عثمان در روحيهء ابازه پاشا سخت مؤثر افتاد . ظاهرا محمد ابازه پاشا پنهانى با سلطان عثمان در انهدام ينىچريان در مكاتبه و طرف شور و مشورت سلطان بود و مىخواست با برانداختن ينىچريان از قدرت ، سپاهى از تركمنان مسلمان آناتولى و سوريه ايجاد كند .
با كشته شدن سلطان عثمان توسط ينىچريان ، خوف و وحشت و ناامنى سراسر امپراتورى را فرا گرفت . در اين ميان عبد الباقى مفتى آنتپ فتوايى مبنى بر خونخواهى سلطان عثمان صادر نمود . يوسف پاشا حاكم طرابلس و شام به پشتيبانى سگبانان ، تمام ينىچريان را طرد و مخالفت خود را با حكومت استانبول اعلام داشت . و ابازه نيز در پى فتواى عبد الباقى ، علم مخالفت برافراشت و به بهانهء خونخواهى سلطان عثمانى به كشتار ينىچريان دست زد و با همسر سلطان عثمان محرمانه به مكاتبه پرداخت . بنا به تعبير ابراهيم افندى دفتردار ديار بكر كه واقف بر امور بود حافظ پاشا به اتفاق تمام حكام آناتولى در فكر قصاص خون سلطان عثمان از حكومت مركزى بود كه ابازه بىصبرانه دست به اقدام زده و اين امر سبب بر هم خوردن اتحاد حكام آناتولى شد . ابازه پاشا كه علم مخالفت را برافراشته بود ، ينىچريان را از ارزروم بيرون نمود و عدهاى را كشته و
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 679
مساهمون: محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
ص٦٧٩