و همچنين در اين سال ، محمد على بيك جبادارباشى و قورخمس « 1 » خان بيگلربيگى مرو برادر مشار اليه ، از پايهء والاى عزّت و اعتبار افتاده آوارهء ديار ادبار « 2 » گرديدند . و سبب سقوط جبادارباشى از نردبان عزّ و شأن آنكه ، در ايّام اقتدار مشار اليه در امر صاحب جمعى جباخانهء خاصّهء شريفه بناى كار خود را بر خيانت و ناراستى نهاده داد ربايندگى در اموال خاصّهء شريفه داده بود [ 145 ] و اجناس مرصّع نگار و اشياى مكلّل به جواهر آبدار را « 3 » با مواجب و انعام عملهء آن سركار مال حلال خود پنداشته تخم دراز دستى در ربودن اجناس نفيسه كه ملاحظهء عرض قورخانه و تحويل مشار اليه نشده در كشت زشت خيانت و بىشرمى كاشته و صورت حال را صفى قلى بيك ناظر بيوتات به انهاى كاركنان و عملهء سركار مذكور به عرض همايون رسانيده مقرّر گرديد كه ناظر مذكور به اتّفاق اركان دولت ابد مقرون تحقيق امور مذكور نموده صدق و كذب ربايندگى و خيانت وى را معروض گردانند « 4 » . و به موجب فرمان لازم الاذعان اركان دولت روز افزون حقيقت [ را ] « 5 » به عرض همايون رسانيده به فرمان قهرمان قهر « 6 » مومى اليه محبوس و قورخمس « 7 » خان برادر مشاراليه نيز به جرم غلطكارى مشار اليه معزول گرديد . و به افتادن اين دو برادر از پايهء اعتبار ، آنان كه از خاك بىاعتبارى برخاستند محمد زمان بيك يساول صحبت ولد كلبعلى خان بيگلربيگى سابق ايروان به منصب ارجمند جبادارباشىگرى و رستم بيك « 8 » برادر مشار اليه به رتبهء يساولىصحبت و اصلان خان حاكم فراه به ايالت ولايت مرو و عباس قلى خان حاكم دار الامان كرمان به حكومت فراه ، و دار الامان به خاصّهء شريفه منسوب و وزارت آن به صفى قلى بيك شيرهچىباشى مفوّض و منصب صاحب جمعى شيرهخانه به عباس قلى بيك پيش خدمت شيرهخانه متعلّق گرديد .
و هم در اين سال بنا بر ميلان خاطر و الا به تربيت عساكر اقبال و مشغولى « 9 » ايشان
هامش
( 1 ) . الف ، ب : قورخمش .
( 2 ) . الف ، ب : « ادبار » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : « را » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : دارند .
( 5 ) . م : ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : « قهر » ندارد .
( 7 ) . الف ، ب : قورخمش .
( 8 ) . الف ، ب : رستم خان .
( 9 ) . الف ، ب : مشغول .