نزاهت بنيان « 1 » به تهيّه ضيافت و ميهمانى سلطنت پناه مشار اليه قيام نمايند . و بعد از چند روز از راه التفات و ميهماننوازى محمد بيك اعتماد الدولة و مرتضى قلى خان قاجار قورچىباشى و اللّهويردى خان مصاحب و قوللرآقاسى را مقرّر فرمودند كه به ديدن مشار اليه رفته لوازم تفقّد و مهربانى به تقديم رسانند « 2 » و بعد از معاودت امراى مذكوره « 3 » به موجب فرمان قضا جريان بزمآرايان رنگ مجلس آرايى و گلريزان در عمارت ارمنشان باغ سعادت ريخته نقشهاى غريب انگيختند « 4 » . و خاقان ميهماننواز سلطنت پناه مذكور و ولد مشار اليه را به آن بزم ارم طراز طلب فرموده ابواب عنايت و احسان بىكران بر روى ايشان گشود . و چون جشن كيانى به آتش بىدود بادهء ارغوانى گرم شده گردش ساغر و پيمانه به غارت هوش مجلسيان روانه « 5 » گرديد مهر جهانتاب سپهر كامرانى و كاميابى از كوههء زين زرّين طالع گرديده رخت استراحت و آسايش به بيت الشرف اقبال كشيد « 6 » و سلطان بلاغى بنا بر غلواى سكر و [ 143 ] مستى چون دست عنانگير و پاى ركابشناس نداشت ، در آنجا « 7 » پهلو بر بستر خواب و آسايش گذاشت « 8 » . و روز ديگر به مكان مقرّر خود بازگشته روزگارش به موايد الطاف و اعطاف ولىنعمت جهان و جهانيان به خوشدلى و شادمانى مىگذشت و اكثر اوقات در مجالس ارم اساس خدمتش را طلب فرموده ابواب الطاف بىقياس بر روى وى مىگشودند و به هنگام سوارى اين سايهء مرحمت بارى « 9 » نيز ملتزم ركاب اقدس مىبود تا خبر گرفتارى سلطان مرادبخش متواتر و باعث فسخ عزيمت خاقان گردون منزلت از سفر هندوستان كه پيوسته عازم آن بودند گرديده مأمول سلطان بلاغى نيز در گرو وقت مانده مرخّص و رخت « 10 » مراجعت به صوب دار السلطنهء قزوين كشيد .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « مقيم بوده . . . نزاهت بنيان » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : رساند .
( 3 ) . الف ، ب : مذكور .
( 4 ) . الف ، ب : انگيخته .
( 5 ) . الف ، ب : روان .
( 6 ) . الف ، ب : كشد .
( 7 ) . الف ، ب : « در آنجا » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : نهاد .
( 9 ) . الف ، ب : پروردگار .
( 10 ) . الف ، ب : رخصت .