ديگر از وقايع اين سال خيرمآل ، آمدن نقاوهء دودمان « 1 » گوركانى ، سلطان بلاغى به آستان گردونشأن بود . بيان اين سخن آنكه ، چون خبر نقل مكان شاه جهان فرمان فرماى مملكت هندوستان از تخت سلطنت به ديار خاموشان و منازعه و محاربهء فرزندان وى متواتر گرديده به اقطار آفاق رسيد ، سلطان بلاغى نوادهء شاه سليم را كه شرح آمدن وى به آستان گردونشأن در زمان خاقان رضوانمكان در حديقهء سابقه رقمزدهء كلك وقايعنگار شد « 2 » ، هواى سلطنت و فرمانروايى هندوستان در سر افتاده به اتّفاق سلطان خسرو ولد خود از دار السلطنهء قزوين كه محل اقامت وى بود محرم حريم كعبهء اقبال و جوياى امداد و اسعاد از كاركنان آستان گردونشأن « 3 » گرديده رخت اميد به صوب دار السلطنهء اصفهان كشيد . و چون از ديرباز ابواب عاطفت و ميهماننوازى « 4 » بر روى روزگار وى باز و از جمله راتبه خواران خوان انعام و احسان شهريار سرافراز بود ، چون خبر قرب ورود وى به عرض همايون رسيد مقرّر گرديد كه نجفقلى بيك « 5 » شاملو ايشيك آقاسى ديوان برادر مهدى قلى خان ايشيك آقاسىباشى و حاكم رى به مرافقت ميرزا رضى « 6 » ساوجى وزير دار السلطنهء اصفهان و جمعى از اعيان به استقبال وى اقبال نموده خدمتش را در باغ ارم نشانهء قوشخانه كه در خارج دروازهء طوقچى واقع است فرودآوردند تا در وقت خود به منزلى كه در شهر به جهت نزول وى معيّن شده نقل مكان نمايد و از راه امتثال فرمان لازم الاذعان چون نام بردهها طريق استقبال سپرده سلطنت پناه مزبور را در عمارت باغ مذكور فرودآوردند بنا بر وسعت فضا و كيفيّت هوا و دلنشينى مكان و سير باغ ارمنشان از ولىنعمت جهان و جهانيان استدعاى آن نمود كه در ايّام توقّف دار السطنهء اصفهان در آن مكان نزاهت بنيان مقيم بوده به منزل ديگر نقل و تحويل ننمايد و عواطف خسروانه و مراحم پادشاهانه مسئول وى را به عزّ قبول موصول و مقرّر فرمودند كه صاحب جمعان بيوتات در آن باغ
هامش
( 1 ) . الف ، ب : دودمان دولت .
( 2 ) . الف ، ب : گرديد .
( 3 ) . الف ، ب : « گردونشأن » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : مهمانوازى .
( 5 ) . الف ، ب : خان .
( 6 ) . الف ، ب : رضاى .