به زيور تمامى بيارايد بنا بر آنكه از طرفين « 1 » رود به فرمان خاقان بحر و بر سدى ديگر پايدارتر از سد سكندر بنا شده هرآينه در برابر گلزار باغ سعادت درياچه به آبورنگ بىمثالى لبريز صورتپذير گردد ، بنا بر اين چون به معمارى راى رزين اين دانشآموز سلاطين روى زمين رنگ اين بناى متين ريخته آمد « 2 » ، فرمان واجب الاذعان به جمع آوردن مصالح و لوازم آن به عزّ نفاذ رسيده در اندك زمانى در كنار رود از فراهم آمدن سنگ و ساروج و غير آن جبال « 3 » گردونشأن سر به آسمان كشيد . و خاراشكافان فرهاد پيشه و سنگ تراشان مهارت انديشه و مهندسان و معماران بدايعنگار و كارشناسان و بنّايان اعجوبه كار در اندك فرصتى و كمزمانى « 4 » به برداشتن و افراشتن پل سابق و لا حق پرداخته ، مضمون « 5 » :
مصراع
تو گفتى رفت و آمد رفت و آمد « 6 »
را « 7 » حالى تماشاييان ساختند و اين نوعروس حجلهء ناز به مشاطگى مهندسان دقّت پيشه و معماران مهارت انديشه بدين آيين جامهء تمامى و لباس امتياز در برديد كه « 8 » بعد از آنكه چشمههاى پل به آيينى شايان و اساسى محكمتر از بناى هرمان « 9 » سر به آسمان سود از طرفين اين شاهراه دولت ايوانها و بالاخانهها بنا نهاده در هر باب ابواب خوشدلى و شادمانى بر روى تماشاييان گشادند . چه از طرف شرقى سير آبشار كه از هر چشمه دريا دريا در شاهوار به كنار مىرسد و گوش هوشمند كريمه
« جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ »
« 10 » را « 11 » به سمع قبول مىشنود و از جانب غربى سطح آب درياچه آيينهء [ 142 ] دلربايى در نظر تماشايى جلوه مىدهد . و از دو جانب روضات جنان را از باغ سعادت و باغ نظر منظور نظر ديدهور مىگرداند . بالجمله ، آفتابى است از برج آبى تابان و ماه تمامى است از افق كاميابى فروزان .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : طرفى .
( 2 ) . الف ، ب : ريختهاند .
( 3 ) . الف ، ب : خيال .
( 4 ) . الف ، ب : زبانى .
( 5 ) . الف ، ب : به مضمون .
( 6 ) . الف ، ب : تو گفتى رفت و آمد .
( 7 ) . الف ، ب : « را » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : و .
( 9 ) . الف ، ب : هزمان .
( 10 ) . بقره ( 2 ) ، آيه 25 .
( 11 ) . الف ، ب : « را » ندارد .