اعلام فتح و نصرت به صوب مراجعت به مقرّ سلطنت ابد مدّت شقهگشاى و مرحلهپيماى گرديده رخت اقامت به « 1 » دار السلطنهء اصفهان كشيدند و اللّهويردى خان قوللرآقاسى كه سردار لشكر ظفر اثر و به سفر مأمور بود به موجب فرمان لازم الاذعان داخل شهر نشده از خارج حصار به باغ قوشخانه نزول نمود و خاقان بندهپرور مانند آفتاب انور بر سر وى سايهگستر گرديده منزل وى را به نور قدوم مسرّت لزوم منوّر فرمودند . و خان مشار اليه روانهء سفر گرديد كه بعد از جمع آمدن لشكر ظفر اثر به هر طرف كه مقرّر گردد روان شود . و چون جنود ظفر ورود به مقتضاى فرمان قضا جريان از منازل و مساكن خود حركت نمودند و قوللرآقاسى به بلدهء طيّبهء سمنان رسيد عريضهء ذو الفقار خان بيگلربيگى دار القرار قندهار « 2 » مشعر بر اخبار ديار هندوستان و گرفتارى سلطان مرادبخش به شرحى كه سبق ذكر يافت منظور نظر اشراق اثر گرديده باعث فسخ عزيمت سفر خير اثر شد . و حكيم كاظما نيز به شرحى كه گذشت به علت گرفتارى سلطان مرادبخش غير منصرف و در دارالمؤمنين قم ساكن گشت .
و هم در اين سال ، چون قبل از اين عرايض سادات عظام و خدام كرام آستان ملايكآشيان سلطان خراسان و امرا و اعيان مشهد مقدّس معلّى مشتمل بر سلوك ناهنجار على بيك سردار منظور انظار كيميا آثار گرديده بود به مقتضاى عدالت كامله و مروّت شامله دست اقتدار سردار مشار اليه را از شغل مذكور كوتاه و آن نابلد اطوار سردارى را به درگاه جهانپناه طلب فرمودند . و بعد از ورود مشار اليه به آستان گردونشأن « 3 » به موجب فرمان لازم الاذعان اركان دولت ابدنشان به حقيقت صدق و كذب سخنان دادخواهان و سردار مزبور رسيده به عرض رسانيدند كه حركات ناپسند از سردار مذكور به صدد ظهور پيوسته « 4 » . بنا بر اين از منصب ميرابى دار السلطنهء اصفهان « 5 » نيز به اشارهء و الا دست كشيده بادادهبيك ارسطاو ، ميراب دار السلطنهء اصفهان گرديد .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : را به .
( 2 ) . الف ، ب : « قندهار » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : آسمانشأن .
( 4 ) . الف ، ب : مذكور به ظهور پيوست .
( 5 ) . الف ، ب : « اصفهان » ندارد .