تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
و بعد اليوم به طريق ساير ملازمان درگاه همراه بوده در خلع داراشكوه از ولايت عهد لوازم سعى و اهتمام به تقديم رساند . و بعد از فراغ از اين شغل نمايان روانهء سفر خير البلاد شده بعد از مراجعت روى به محراب طاعت و عبادت آورده سلطان محمود ولد خود را در خدمت برادر صاحب اورنگ و افسر قائم‌مقام خود شمرد به شرط آنكه آن سرور نيز به نظر بنده‌پرورى در وى نگرد . و سلطان مرادبخش ساده‌دل نيز مواعيد كاذبهء وى را محض صدق و صواب انگاشته كار روزگار را بر خود مشكل و مكانى به جهت ادراك ملاقات برادر محيل و معسكر سپاه و لشكر مقرّر كرد و پيشتر از ملاقات آن دو برادر با يكديگر ، شاهزادهء شجاع به هواى انتزاع ملك با لشكر گران و سپاه بىكران از بنگاله [ 139 ] به صوب آگره حركت و سلطان بيك ولد خود را سردار لشكر نموده با سپاهى گران و افيال كوه بنيان پيشتر روان ساخت . و سلطان داراشكوه نيز سليمان شكوه پسر خود را سردار كرده با لشكرى جرّار و سپاهى خنجرگذار به محاربه و مقاتلهء ايشان فرستاد و آن دو لشكر پرشوروشرّ به يكديگر رسيده نايرهء قتال و جدال را مشتعل گردانيدند و بعد از گيرودار بىشمار نسيم فتح و ظفر بر پرچم اعلام سليمان شكوه وزيده ، فوج سلطان بيك منهزم و فرارى گرديد و پيشتر از آنكه سليمان شكوه مظفّر و منصور به والد خود پيوندد ، مرادبخش و اورنگ زيب با لشكر گران و سپاه بىپايان به عزم محاربه و مدافعه داراشكوه روان شده داراشكوه نيز قاسم خان مير آتش خود را با دريا دريا سپاه و « 1 » لشكر به محاربه و مقاتله « 2 » برادران فرمان داد و بعد از تلاقى فريقين و ارتفاع غبار شور و شين ، سلطان مرادبخش مركب جرأت و جلادت به ميدان تاخته به جرئتهاى شايان و تردّدات نمايان رايت فتح و فيروزى افراخت و فوج قاسم خان طريق فرار پيموده سلطان مرادبخش فراريان را تعاقب نمود . و چون اين اخبار در « 3 » آگره به داراشكوه رسيد كمر حرب برادران بر ميان بسته با سپاهى بىكران « 4 » كه در آگره جمعيّت « 5 » داشتند روان گرديد . و بعد از تلافى فريقين و اشتعال نايرهء شور و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « سپاه و » ندارد . ( 2 ) . الف ، ب : مدافعه . ( 3 ) . الف ، ب : در راه . ( 4 ) . الف ، ب : سپاهى گران . ( 5 ) . الف ، ب : « جمعيّت » ندارد .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 598 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى