تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
استظهار عواطف بىكران اين آستان سپهرنشان بر مملكت موروث فرمانروا شده بود و در مدّت سلطنت اورگنج دقيقه‌اى از دقايق اخلاص‌مندى و نيكوبندگى فوت و فروگذاشت ننموده بود « 1 » و بدون تقصير و جريمه كه از احدى به صدد « 2 » ظهور پيوسته باشد در اين دولت و الا مؤاخذه و بازخواست روا نبوده و نيست ، خاقان بنده‌پرور و شهريار عدالت‌گستر مقرّر فرمودند كه در جواب مكتوب عبد العزيز خان مضمون مسطور را در قلم آورده مصحوب عوض محمد مذكور به نزد وى فرستند و شرح اين نامهء نامى كه به شيوا بيانى « 3 » كلك جواهر نگار گرامى برادر و خداوندگار اين بندهء احقر بر صحيفهء ابلاغ نگارش پذيرفته در پرىخانهء سوانح زمان سلطنت خاقان صاحبقران كه به خامهء بىمثالى تحرير فرموده‌اند مذكور و مسطور است . بالجمله ، ايلچى مزبور بعد از سرافرازى به شرف سجده و پاىبوس و مجالست مجلس بهشت‌آيين به خلاع فاخره و عنايات « 4 » باهره سربلند و مرخّص و به جانب تركستان بازگرديد . ديگر از وقايع اين سال سعادت اشتمال ، مناقشه و معارضه كتّاب دفترخانه همايون با ميرزا هادى وزير فارس و عزل مشار اليه بود . بيان اين سخن آنكه ، بعد از سانحهء [ 125 ] قتل امام‌قلى خان كه مملكت فارس در ميان عمّال و حكّام انقسام يافت ، ميرزا معين الدين محمد « 5 » وزير خان مذكور به منصب وزارت فارس سربلند گرديده بعد از وى اين منصب ارجمند به ميرزا هادى ولد مشار اليه رسيد و سالهاى دراز پدر و پسر به اين افسر امتياز سرافراز بودند . و پيوسته اوارجه‌نويس فارس تقرير مىنمود كه بعضى از محال فارس را كه در نسخهء تشخيص زمان نوّاب گيتىستان فردوس‌آشيان داخل بوده والد و ولد « 6 » ابواب جمع خود ننموده‌اند « 7 » و صورت حال در اين سال به عرض شهريار بلنداقبال رسيده در حين توجّه رايات جاه و جلال به صوب ييلاقات رقم عدالت شيم به احضار
هامش
( 1 ) . الف ، ب : فرونگذاشت . ( 2 ) . م : صدور و . ( 3 ) . الف ، ب : ابيانى . ( 4 ) . الف ، ب : انعامات . ( 5 ) . الف ، ب : « محمد » ندارد . ( 6 ) . الف : والد آن ؛ ب : و الا آن . ( 7 ) . الف ، ب : بنموده‌اند .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 574 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى