[ 95 ] « 1 » چون ملاحظهء سان لشكر ظفر قرين در دار السلطنهء قزوين كه واسطة العقد ممالك محروسه است و به فراوانى و ارزانى اجناس و حبوبات و وفور مأكولات و مطعومات از ساير بلاد و ديار امتياز تمام دارد در عالم كاردانى و انتظام مهام عساكر نصرت فرجام به صواب نزديكتر است موكب همايون به ساعت سعد و طالع مسعود ميمون به صوب دار السلطنهء مذكور رهگراى شده از راه دار السلطنهء فرخآباد و سارى اعلام جهانگشاى مرحلهپيماى گرديد . و چون بلدهء بارفروش ده « 2 » از ساير بلاد و ديار مازندران بهشتنشان به عمارات دلگشا و باغات ارم نما مشحون و به كرّات تعريف و توصيف آن به عرض همايون رسيده بود بعد از ورود موكب مسعود « 3 » به منزل علىآباد عطف عنان عزيمت به صوب بلدهء مذكور فرموده بعد از سير متنزّهات و تماشاى باغات و عمارات آنجا طريق مراجعت به جانب علىآباد پيمودند و از آنجا اردوى كيهان شكوه بعد از قطع منازل « 4 » به فيروزكوه رسيده به جهت رفاهيّت ملتزمان ركاب ظفر انتساب دو سه روز اقامت گزيدند « 5 » . و از ييلاق فيروزكوه به راه قران چايى روان شده شكاركنان مراحل مىپيمودند تا قصبهء دماوند محل نزول خاقان اقبالمند گرديده در آنجا نيز به التماس لطافت هوا « 6 » و عذوبت آبها روزى به خوشدلى و شادمانى گذرانيده از آنجا رخت عشرت و كامرانى به بلدهء طيبهء طهران كشيدند و در ايّام اقامت طهران ، ادراك سعادت زيارت و طواف روضهء ملايكمطاف امامزاده واجب التعظيم امامزاده عبد العظيم - عليه التحيّة و التسليم - كه بر ذمّت اعتقاد شهريار والانژاد از جمله مفترضات بود فرموده ابواب لطف و احسان بر روى خدّام آن روضهء مينونظام گشودند . و از اتّفاقات حسنه چون ساعت سعادت سرمايه ملاحظهء عرض عساكر فيروزى مآثر در آن مقام به احترام رسيده بود
هامش
( 1 ) . در الف ، ب : عنوان « بيان ملاحظهء سان عساكر ظفرنشان و وقايعى كه در آن اوان روى نموده به موافق آنچه به نظر رسيد » آمده است ؛ م : ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : « ده » ندارد . بارفروش ده نام قديمى بابل . در قديم دهى بوده و بارهائى كه با كشتى از حاجى ترخان به بندر مشهد سر مىآوردند به آن ده حمل نموده و مىفروختهاند لهذا اين قريه را بارفروش ده مىگفتند . ( لغتنامه )
( 3 ) . الف ، ب : اقبال .
( 4 ) . الف ، ب : « منازل » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : كردند .
( 6 ) . الف ، ب : « هوا » ندارد .