بال پرواز مىگشود تا مهر جهانتاب سپهر كاميابى از افق فرحآباد خلد بنياد طلوع نمود و اين شهر « 1 » معظّم به معمارى نفاذ فرمان خاقان گيتىستان فردوسمكان « 2 » در ساحل درياى آبسكون « 3 » و بحر خزر « 4 » نمونهء شهرستان جنان و چشم و چراغ معمورهء جهان شده از رود تجينهرود كه كريمهء
« هذا عَذْبٌ فُراتٌ »
« 5 » از عذوبت آن خبر مىدهد كمر سيمبر ميان بسته به پايان شهر پيوسته است و « 6 » مراكب خوش عنان از كشتى و زورق بىپايان بر اطراف آن درياى روان به جهت ركوب بحرپيمايان مهيّا شده و اين رشك روضهء جنان پيشتر از آنكه بيت الشرف آفتاب تابان شود ، چون بنا بر قابليّت مكان حكم به چراغان اطراف آن بحر روان فرموده بودند و چراغ نفاذ فرمان به مدّعا فروزان شده بود بعد از چند روز در شبى كه ليلة القدر ليالى آن ايّام مىشايست به موجب فرمان لازم الاذعان چراغ چراغان روشن و كنار رود تجينهرود از شكفتن گلهاى آتشى آن هنگامه گلشن گرديد و چون مراكب بحرپيما كه بر اطراف آن رود جابهجا « 7 » بسته بود تكليف سوارى به خاقان بحر و بر مىنمود با خاصّان و مقرّبان هنگامهء ركوب سفاين را گرم فرموده روى آب از گردش كشتيها گلزار تماشا گرديد . و آن شب سه « 8 » روز چراغ اين متمنّى به پرتو آفتاب رخسار اين شمع فروزان بزم جهانپناهى روشن و كنار دريا به آتشبازى استادان نادره فن رشك چمن و غيرت گلشن بود . و چون مراكب بحرپيما رخت مراجعت به ساحل « 9 » دريا كشيدند هواى دلگشاى بلدهء طيّبهء اشرف و سير باغات خلد قرين و عمارات دلنشين آن شريفترين معمورههاى روى زمين ، عنان « 10 » عزيمت شهريار گزين را به صوب معاودت انعطاف داده ابواب شكفتگى و طراوت بر روى بساتين آن غيرت خلد برين گشاد . و بعد از طلوع مهر درخشان از افق آن غيرت شهرستان جنان چون در سال گذشته پشتهاى را كه با سپهر برين لاف سربلندى مىزد در جوار آن
هامش
( 1 ) . الف ، ب : شهريار .
( 2 ) . الف ، ب : « فردوسمكان » ندارد .
( 3 ) . الف ، ب : ابكون .
( 4 ) . الف ، ب : اخضر . م : خضر .
( 5 ) . فرقان ( 25 ) ، آيه 53 .
( 6 ) . الف ، ب : كه .
( 7 ) . الف ، ب : « جا به » ندارد .
( 8 ) . الف ، ب : مانند .
( 9 ) . الف ، ب : جانب .
( 10 ) . الف ، ب : عنايت .