به عرض رسانيدند كه وجه مزبور « 1 » زياده بر سيصد هزار تومان و بسيارى از آن متوجّه اكابر و اعيان و صاحبان ثروت و سامان است كه به آسانى از عهدهء اداى آن بر مىتوانند آمد و آن كان جود و احسان و آن بحر بخشايش و امتنان چون روا نمىداشت كه كام جمعى از شهد شكر جود و احسان آن سرور شيرين و مذاق جمعى از رهگذر فقدان آن مرارتآمود و تلخى « 2 » گزين باشد تمام آن مبلغ خطير را كه سرمايهء بحر و كان بود به غنى و فقير مؤدّيان بخشيده حسب الارقام لازم الاحترام مقرّر گرديد كه ديوانيان عظام بقاياى مزبوره را بالاتمام به تخفيف و تصدّق در دفاتر خلود عمل نموده دست تشدّد و ابرام محصّلان را از گريبان جان مردمان « 3 » به كوتهى انگشت نما سازند . و فى الحقيقة اين انعام عام و اين احسان مخلّد بر دوام مرهمى بود بر ناسور درون « 4 » خواص و عوام كه تا انقراض زمان و انقطاع ليالى و ايّام دعاى دوام دولت اين شهريار گردون غلام ورد صبح و شام ، اولاد و احفاد آن طايفهء نيكوسرانجام گرديد .
ديگر از سوانح عبرتزا واقعهء ارتحال مرحمت و غفران پناه « 5 » ميرزا حبيب اللّه صدر ممالك « 6 » محروسه است كه در اين سال بعد از بازگشت از سفر خير اثر دار القرار قندهار به تهيّهء سفر
« جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ »
« 7 » پرداخته خود را در روضات جنان صدرنشين بزم ارم قرين
« مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ »
« 8 » ساخت و منصب والاى صدارت بعد از سفر گزيدن آن بحر مردمى و انسانيّت به سرابستان جنان به خلف اكبر آن يگانه گوهر ميرزا محمد مهدى كه به توليت آستانهء مطهره مقدسهء سدره مرتبه معصومه - عليها السلام و التحيّة - سربلند بود مفوّض و مرجوع گرديد . و حسب الفرمان خاقان قدردان نعش محفوف به مغفرت صدر عالىقدر را به روضهء قدسنشان ملايكپاسبان امام ثامن ضامن - عليه التحيّة و الثناء - نقل نمودند .
مصراع
ذرّهاى بود به خورشيد رسيد
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مذكور .
( 2 ) . الف ، ب : تلخ .
( 3 ) . الف ، ب : مردم .
( 4 ) . الف ، ب : در آن .
( 5 ) . الف ، ب : « مرحمت و غفران پناه » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : صدر الممالك .
( 7 ) . بقره ( 2 ) ، آيه 25 .
( 8 ) . كهف ( 18 ) آيه 31 .