خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى .
منظر هشتم در ذكر امراى عالىمقدار و خوانين ذوى الاقتدار كه از زمان فرخندهنشان نوّاب گيتىستان فردوس مكان رخت پايدارى به عهد فرخنده خاقان رضوان مكان كشيده در آن عهد خجسته « 1 » ، بيناى مآل حال خود گرديدهاند به ترتيب حروف تهجى و دستور مقرّر دفتر
امامقلى خان خدمتش ولد اللّهويردى خان و امير الامراى فارس و بيگلربيگى كوهكيلويه و حاكم لار و جرون « 2 » و بحرين و هرموز و گلپايگان و تويسركان و از جمله اعاظم امراى عظيم الشأن بود « 3 » . پرتو آفتاب تربيت « 4 » و عنايت نوّاب گيتىستان فردوسمكان « 5 » نسبت به اين پدر و پسر نه چنان از در ذرّهپرورى در آمده بود كه نقّاش انديشه شبيه و نظير ايشان را از اقران و امثال بر پرنيان خيال تصور تواند نمود و چون در ذيل روزنامچهء اقبال آن حضرت اشعارى به شرح حال اللّهويردى خان شده بناى « 6 » جاه و جلال امامقلى خان را بر آن مىتوان نهاد .
القصّه ، به دولت غلامى اين آستان ولايتنشان « 7 » ، سالهاى فراوان در دار الملك فارس محسود خواقين عظيم الشأن و سلاطين گردونشأن بود و اكثر ملازمان او بيشتر از امراى معتبر مداخل داشتند و به دولت ملازمت او در آن ديار رايت اقتدار مىافراشتند و به سعى و اهتمام ملازمان « 8 » وى دارالمؤمنين بحرين و خطّهء لار و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « خجسته » ندارد .
( 2 ) . جرون : نام ولايتى بوده در نزديكى بندر هرمز ، قرايى كه به جرون منسوب بود اكنون نيز جرونات خوانند . ( آنندراج ) .
( 3 ) . الف ، ب : « بود » ندارد .
( 4 ) . ب : ترتيب .
( 5 ) . الف ، ب : « فردوسمكان » ندارد .
( 6 ) . ب : بپاى .
( 7 ) . الف ، ب : شأن .
( 8 ) . الف ، ب : ملازم . ايل اتوزايكى ( سى و چهار ) از طوايف معروف تركمانان است ( شرفنامه ، ج 2 ، ص 323 ) .