منظر ششم در ذكر « 1 » صاحب جمعان و اعيان [ 206 ] عملهء بيوتات و ساير مقرّبان آستان گردون شأن كه در زمان خاقان رضوانمكان به افسر ملازمت و شرف قرب خدمت سربلند بودهاند
سفرهچىباشيان
چون جلوس همايون بر اورنگ سلطنت ربع مسكون روى نمود ، خلف بيك سفرهچىباشى زمان فرخندهنشان نوّاب گيتىستان فردوسمكان به اين منصب ارجمند سربلند بود . مشاراليه از اعاظم صوفيان قراچهداغ و مردم ارسبار « 2 » است . در بدايت حال ملازم فرهاد خان قرامانلو و سركردهء سفرهچيان مجلس او « 3 » بود و « 4 » چون تيغ قهرمانقهر خاقان گيتىستان به خون خان مذكور گلگون گرديد به معرفى بخت بلند خاقان اقبالمند شناساى حال وى گشته خدمتش را به منصب ارجمند سفرهچىباشىگرى خاصّهء شريفه « 5 » سربلند گردانيد « 6 » و رفته رفته به خدمات شايسته و تردّدات بايسته بر مدارج ترقّيات صعود مىنمود تا چرخچىباشىگرى عساكر اقبال علاوهء خدمت « 7 » مرجوعهء وى گرديد و چون جمع آمدن اين دو خدمت نمايان در يك مكان صورت امكان نداشت ، حسبالاستدعاى مشاراليه خاقان رضوانمكان افسر اعتبار سفرهچىباشىگرى را بر فرق اقتدار ابراهيم سلطان خلف وى گذاشت و بنا بر مهارت در امور داروگير و اصابت راى و تدبير انجام مهام قلعهء دارالسلام به حسن سعى و اهتمام وى تعلّق گرفته رخت اقامت به آن ولايت كشيد و چنانچه در سال فتور بغداد بر صحيفهء بيان ثبت افتاد ، سلطان مراد او را مقيّد و مغلول به استنبول فرستاد و در آنجا بعد از آنكه « 8 » مدّتى محبوس بود به قتل وى
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « در ذكر » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : استار .
( 3 ) . الف ، ب : « او » ندارد .
( 4 ) . ب : « و » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : « خاصّه شريفه » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : كرده .
( 7 ) . الف ، ب : خدمات .
( 8 ) . الف ، ب : اينكه .