تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
مذكور ابواب تقرير بر روى قواما محمدا « 1 » مستوفى الممالك گشوده ، چنانچه گذشت ، ميان ايشان سخن به درازا « 2 » كشيد . ميرزا معصوم مشاراليه ، مستوفى بقايا و بعد از فوت ميرزا محمد ، چنانچه اشعارى به آن شد ، مجلس نويس گرديد و روز به روز صاعد مصاعد عزت و اعتبار بود تا ميرزا تقى به سلّم بلندپايهء وزارت اعظم مرتقى گرديده به افساد ارباب « 3 » فتنه و فساد ابواب خصومت و عناد بر روى ميرزا معصوم گشاد و پيوسته در صدد كسر اعتبار وى بود تا خاقان رضوان مكان به سرابستان جنان و بهشت جاويدان نقل مكان نمود .

امّا حكماى مسيحا پيشه و اطبّاى جالينوس انديشهء آن عهد و اوان « 4 »

اول ، بالانشين مسند عزّ و علا حكيم شمساى خلف حكيم سيفاى « 5 » كاشى طبيب ذات اقدس « 6 » و حكيم‌باشى بود و از راه خيريت ذات « 7 » و ستودگى صفات محرم حريم قرب خدمت و در بزم مشورت هم‌نشين امرا و اركان دولت گرديده پايهء قدرش به اقصىالغايه قرب و منزلت رسيد و اين معنى بر خاطر اعيان و اكابر به تخصيص ميرزا تقى اعتماد الدولة گران آمده با آنكه در سوابق ازمان « 8 » با يكديگر دوست جان در يك قالب « 9 » بودند ابواب معادات و عيب‌جويى بر روى هم گشودند و چون در كشتى خصمانه‌گيرى « 10 » كسى با ميرزا تقى بر نمىآمد ، حكيم مذكور ، چنانچه در محل خود گذشت ، از عرش الكمال عزت و اعتبار ساقط و هابط گشت . ديگر ، ممدوح دانشوران حقيقى و مجازى حكيم احمد ولد حكيم سلمان « 11 » شيرازى بود كه بعد از حكيم شمس الدين محمد به بال و پر حسن خدمات شايان
هامش
( 1 ) . الف ، ب : محمد . ( 2 ) . الف ، ب : دراز . ( 3 ) . الف ، ب : « ارباب » ندارد . ( 4 ) . الف ، ب : انديشه كه در آن عهد و اوان بود . ( 5 ) . الف ، ب : سفاى . ( 6 ) . الف ، ب : قدسى . ( 7 ) . الف ، ب : « ذات » ندارد . ( 8 ) . الف ، ب : زمان . ( 9 ) . ب : غالب . ( 10 ) . ب : گرى . ( 11 ) . ب : سليمان .