[ 207 ] و وكيلالسلطنهء آن عهد واوان اختصاص پذيرفت و تا اواخر زمان « 1 » آن حضرت به اين خدمت سزاوار صاحب اعتبار « 2 » و شرح مآل حال هريك از ايشان در زمان فرخندهنشان اعليحضرت خاقان خلد آشيان صاحبقران رقمزدهء كلك بيان خواهد گشت ، ان شاء اللّه تعالى « 3 » .
شيرهچىباشيان
در آغاز بهار مىگسارى اين گلدستهء گلزار شهريارى بايندر بيك « 4 » قراچهداغى به ساغر سرشار اعتبار « 5 » شيرهچىباشىگرى تردماغ بود . چون به امارت قراچهداغ و لقب سلطانى سربلند گرديد ، اين خدمت سراپا كيفيّت ، دماغ اعتبار امير بيك ارمنى غلام خاصّهء شريفه را كه پيش خدمت شيرهخانه بود دو بالا رسانيد و بعد از آنكه امير بيك « 6 » به تفويض حكومت الكاى گسكر اميرخان و روانهء آن كشور شد ، عنايت خسروانه صفى قلى بيك ولد او را به خدمت شيرهچىباشىگرى سرافرازى كرامت فرمود و مشار اليه تا آخر دوران آن حضرت به اين خدمت سربلند بود و بقيهء احوال پدر و پسر به دستور مقرّر در ذيل حديقهء سابعه محرر خواهد گشت ، ان شاء اللّه تعالى .
جبادارباشيان
در سال فرخفال جلوس همايون ، اين طرازندهء « 7 » اورنگ اقبال كه زينل خان سپهسالار وكيل السلطنه و راتق و فاتق امور سلطنت بود شاهنظر بيك شاملو به اين منصب ارجمند سربلندى داشت . و بعد از وى عرب بيك آغزيواراوغلى « 8 » شاملو جبادارباشى و قائممقام او گرديد . و بعد از فرخ خان چون مشاراليه به افسر ايالت ولايت « 9 »
هامش
( 1 ) . ب : زبان .
( 2 ) . الف ، ب : اقتدار .
( 3 ) . الف ، ب : « ان شاء اللّه تعالى » ندارد .
( 4 ) . ب : بايندريك .
( 5 ) . الف ، ب : « اعتبار » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : هريك .
( 7 ) . ب : طرار زنده .
( 8 ) . الف ، ب : غريب بيك آجرلو و ايواوغلى بيك .
( 9 ) . ب : « ولايت » ندارد .