و ميرزا محمد شفيع تا آخر زمان آن حضرت از محرمان حريم قرب و مقرّبان بساط انس بود و چون هر دو برادر ادراك زمان فرخندهنشان خاقان خلد آشيان صاحبقران نموده بين الامثال و الاقران به عواطف خسروانه و مراحم پادشاهانه ممتاز بودند ، شرح حال ايشان نيز حواله به ذيل « 1 » روزنامچهء اقبال آن خسرو بىهمال است .
ديگر ، از رصدبندان فلك تنجيم « 2 » ميرزا محمد مقيم ولد ميرزا محمد شفيع مذكور بود كه به دستور پدر ستوده سير تا آخر زمان آن حضرت بر مدارج عزّ و علا ارتقا داشت و شرح حال آن نيز حواله به زمان « 3 » فرخنده اوان خاقان خلد آشيان صاحبقرانى است « 4 » .
ديگر ، در فن نجوم و در « 5 » ساير فنون رياضى « 6 » ماهر ، مولانا محمد طاهر يزدى بود كه در عهد سلطنت نوّاب گيتىستان فردوسمكان از جمله مقرّبان بساط قرب و محرمان حريم انس بود و « 7 » در آخر زمان خاقان رضوانمكان به علت هم چشمى معاندان ، روزى چند از نظر تربيت و عنايت خاقان گردون منزلت افتاده هم در آن زمان ديگرباره قدم بر سلّم بلندپايهء قرب و منزلت نهاد و « 8 » بر مدارج عزّ و علا ارتقا داشت تا در زمان فرخنده اوان خاقان صاحبقران خلد آشيان روى توجّه به جهان جاودان گذاشت و ميرزا محمد على و ميرزا محمد شفيع و ميرزا باقر پسران وى كه هريك در فن رياضى اعجوبهء « 9 » زمان بودند ، در زمان خاقان خلد آشيان « 10 » طريق ادراك شرف ملازمت مىپيمودند « 11 » و شرح حال ايشان در محل خود گزارش خواهد يافت ، ان شاء اللّه وحده العزيز .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « به ذيل » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : به تنحيم .
( 3 ) . ب : زبان .
( 4 ) . الف ، ب : داشت .
( 5 ) . الف ، ب : « در » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : « رياضى » ندارد .
( 7 ) . ب : « و » ندارد .
( 8 ) . ب : نهاده .
( 9 ) . ب : هريك وحيد .
( 10 ) . الف ، ب : آشيان روى به طريق .
( 11 ) . الف ، ب : آوردند .