اختيار نمود و حكيم احمد خلف حكيم سلمان شيرازى طبيب ذات همايون گرديد .
و هم در آن اوان چون طهمورث خان از خواب گران بغى و طغيان بيدار و از مستى شراب مخالفت و نافرمانى « 1 » هشيار گرديده صبيهء خود را از راه اطاعت و انقياد به درگاه آسمان جاه فرستاده بود مراحم بىكران و عواطف بىپايان ايالت ولايت گرجستان كاخت را به وى كرامت فرمود .
و هم در آن اوقات چون گرگين خان والى باشىآچوق ، از شهر بند حيات به اقليم ممات نقل مكان نموده بود به انهاى منهيان خبر ارتحال وى به مسامع جلال خسرو بلنداقبال رسيد .
آغاز اهتزاز ازاهير بستان سراى اقبال به رسيدن بهار سال فرخفال توشقانئيل مطابق « 2 » سنهء ثمان « 3 » و اربعين و الف هجرى و سوانح حيرتافزاى اين سال ميمنت مآل « 4 »
چون وقت آن رسيد كه ديگرباره « 5 » سلطان سيّارگان از قشلاق زمستان به ييلاق بهار و تابستان نقل مكان « 6 » نمايد « 7 » و بارش ابر آذارى « 8 » و تنسم « 9 » نسيم بهارى ابواب سرسبزى و طراوت بر روى شاهدان باغ و بستان گشايد ، بزمآرايان ليالى و ايّام « 10 » انجمنآراى اين شهريار كواكب غلام را در شب دوشنبه چهاردهم شهر ذىقعدة الحرام سال هزار و چهل و هشت از هجرت خير الانام - عليه التحيّة و السلام - نظام و انتظام داده فرمانپذيران دولت ابدى [ 175 ] اعتصام نيز دست نادرهكارى به آراستن جشن نوروزى و پيراستن بزم جهانافروزى گشادند . به آيين
هامش
( 1 ) . ب : فرمانى .
( 2 ) . الف ، ب : « مطابق » ندارد .
( 3 ) . الف : ثمانيه .
( 4 ) . الف ، ب : ميمنت مآل كه اتّفاق افتاده بود .
( 5 ) . الف ، ب : دگر .
( 6 ) . الف ، ب : « نقل مكان » ندارد .
( 7 ) . الف ، ب : آمد .
( 8 ) . ب : آذرى .
( 9 ) . ب : تبسم .
( 10 ) . الف ، ب : « بهارى ابواب . . . و ايام » ندارد .