تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
گرديد به حكم ضرورت ، بعضى از منازل مردم آن ولايت انهدام پذيرفته بسيارى از تخيّلات ايشان قطع شده بود . چون صورت حال به مسامع جلال پيوست ، دست جواد خاقان والانژاد قيمت آن خانه‌ها و نخلستانها را كه مبلغ چهار هزار و سيصد تومان كسرى مىشد از خزانهء انعام عام خود به صاحبان داده و همچنين در اثناى اقامت دار الارشاد ايلچى پادشاه والاجاه روس به رسم تهنيت و مباركباد جلوس همايون بار اقامت به موكب ظفر بنياد كشيده به شرف پاىبوس و عزّ مجالست مجلس ارم قرين سرافراز گرديد و يك دست شونقار و بيست جامه سمور كه به رسم سوغات از قبل پادشاه مذكور آورده بود از نظر اشراق اثر گذرانيده بعد از استلذاذ به موايد انعام عام مرخّص و [ 147 ] مقضى المرام روانهء ديار خود گرديد . و هم در آن اوقات شاه‌باز عزم خسروانه در موضعى كه به حسن اهتمام سارو خان طالش هنگامهء شكار زنگل گرم شده بود بال پرواز گشوده بعد از نشاط صيد و شكار كه دامن دشت از خون شكارى « 1 » گلزار گشت طريق معاودت به صوب « 2 » دار الارشاد پيمود و هم در آن ايّام كه جهان خوشدلى به كام و شراب شادمانى در جام بود ، جشنى « 3 » خسروانه در باغ بايندر خان شيخاوند اساس افكنده مانند فصل بهار به آن باغ ارم نگار نقل مكان نمود و چون كام دل از جلوهء مينا و « 4 » گردش ساغر در آن گلستان حاصل نمود به خانهء ذو الفقار خان كه دولت‌خانهء جهانيان بود معاودت فرمود . و هم در آن دولت سراى شادمانى نوبتى بر اورنگ جهانبانى جلوس فرموده دست دريا نوال به « 5 » پژوهش حال عساكر ظفر مآل كه در گشايش قلعهء مباركه ايروان مال و جان فدا كرده بودند گشود و داروغگىهاى ممالك محروسه را به انضمام نثار فتح‌نامه‌ها و اسبان خانه‌زاد كه از عراق به موكب ظفر وفاق آورده بودند به انعام ايشان كرامت و در خور پايه و قدر هريك از غازيان جان فشان قسمت و مقرّر فرمود كه وجه نثار بشارت‌نامه‌ها را از امرا و وزرا و حكام هر محل از مال خود مهم سازى
هامش
( 1 ) . الف ، ب : شكار . ( 2 ) . الف ، ب : « به صوب » ندارد . ( 3 ) . ب : جشن . ( 4 ) . الف ، ب : بنياد . ( 5 ) . الف ، ب : « به » ندارد .