كوفه ، سيطرهء كامل پيدا كند ، فرصتهاى مناسبتر و بيشترى در اختيار او قرار مىگرفت ولى سليمان بيشتر به كشتن عبيد اللّه بن زياد مىانديشيد و آن را هدف اساسى انقلاب خود به شمار مىآورد . در صورتى كه كشتن وى مسألهاى نبود زيرا عبيد اللّه بن زياد همانطور كه ممكن بود از نظر جسمى از ميان برود ، امكان داشت از نظر معنوى نابود شود ، ولى مسألهء اساسىتر كوبيدن پايگاهى بود كه عبيد اللّه بن زياد بر آن تكيه داشت و بر سليمان لازم بود كه كوفه را از وجود عمر بن سعد و شبث بن ربعى كه هر دو فرماندهان نظامى بودند و نيز حرملة بن كاهل اسدى ، و گروهى از قاتلان امام حسين ( ع ) و كسانى از اين قبيل كه در كوفه بودند ، پاك كند . چنانكه مورّخان ذكر مىكنند ، تنها كسى كه از اين گروه در شام به سر مىبرد حصين بن نمير سكونى بوده است .
در اينجا لازم است يادآورى كنيم ، كسانى كه توانستند بر جنبش سليمان بن صرد غلبه يابند ، همان كسانى بودند كه سليمان ايشان را به قتل نرساند . مختار به اين حقيقت آگاهى داشت و به همين سبب در ابتدا به كشتن اين گروهها اقدام كرد و سپس بر پايتخت ، سيطره يافت و بعدا متوجّه خارج آن شد .
سوّم : بىتوجّهى به مفاهيم اجتماعى انقلاب . سليمان ( رضوان اللّه عليه ) در جهت مفاهيم اجتماعى مذهب تلاش نكرد و كوشش وى صرفا متوجّه خونخواهى از امام حسين ( ع ) بود . وى چنين مىگفت : « بر ماست تا از كسانى كه امام حسين ( ع ) را به قتل رساندند ، انتقام بگيريم . » ولى اى سليمان ! آيا از خود نپرسيدى : چرا امام حسين ( ع ) به قتل رسيد ؟
امام حسين ، به سبب انحراف موجود در ميان امّت كشته شد ، انحرافى كه در اوضاع اجتماعى و اخلاقى و سياسى انعكاس يافته بود ، و بهتر بود سليمان ، به دفاع از اصول و اهدافى برمىخاست كه امام حسين ( ع ) به خاطر آنها به نبرد پرداخته بود .
اگر سليمان اينچنين رفتار مىكرد چه نتيجهاى به دست مىآورد ؟
اگر چنين مىكرد ، موالى كوفه ، بردگان و انقلابيون او را يارى مىكردند و ايشان همان كسانى بودند كه امام حسين ( ع ) به خاطر آنها خروج كرد .
امام حسين ( ع ) براى خدا و براى اجراى كتاب خدا خروج كرد . معناى اين سخن آن است كه امام ، خواهان بر پاداشتن فرامين الهى و ايجاد نظام مبتنى بر قوانين الهى بود ، نظامى كه عدالت اجتماعى و صلح و امنيّت و اخلاق برجسته و ارزشهاى والاى ديگر را به همراه داشت .
مردم كوفه اعتقاد داشتند كه ، سليمان بن صرد براى عدالت اجتماعى ، برابرى و امنيّت مىكوشد ولى ، او مىبايست اين مفاهيم را به شكلى وسيعتر و گستردهتر و در ميان موالى اشاعه مىداد زيرا ، اين گروه همچنان كه گفته شد ، اكثريّت قريب به اتّفاق ، محرومان و مستضعفان
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 71
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٧١