بدون آنكه كسى وى را بگيرد با ارّهاى پاى خود را قطع مىكند و آيهء
« لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً »
« * » را تلاوت مىكند 2 . تربيت افراد نيرومندى چون محمّد بن عروة توسّط ائمه اطهار ( ع ) اجازه نمىداد جامعه به ارزشهاى جاهلى كشانده شود .
دور نگاه داشتن عربها از سياست
دوّم : دوّمين دليل شكست ارتش ، بىمبالاتى فرماندهان نظامى بود كه خليفه را واداشت تا مزدورانى را از طريق خريدن موالى 3 براى حفظ منافع خود به كار گيرد .
حكومت ، اسرا را خريدارى مىكرد و پس از آموزشهاى لازم ايشان را وارد ارتش خود مىكرد .
اين روش ، حكومت عبّاسيان را واداشت تا به گروهى از نظاميان سنگدل ترك ، كه به عنوان اسير وارد حكومت شده بودند ، تكيه كند . تركها افرادى درشت اندام و با بنيههاى قوى بودند كه نرمش در طبيعت ايشان جايى نداشت . آنها از جنگ و جدال و قتل و غارت هيچگونه ابايى نداشتند زيرا هنوز مدّت زيادى از فتح سرزمينهاى ايشان توسّط نيروهاى اسلامى نمىگذشت . تركها قبلا تحت سلطهء ظالمانهء روميها به سر مىبردند و پس از آن نيز افراد اسيرى به شمار مىآمدند كه فاقد هرگونه روابط اجتماعى بودند . گذشته از آن ، از داشتن خانواده نيز محروم بودند و مادام كه فردى در چنين وضعى به سر مىبرد ، بسيار طبيعى است كه از جنگ و قتل و غارت هيچگونه ابايى ندارد مسألهء مهمتر آن است كه تركها فاقد هرگونه اصول سياسى بودند تا از آن به دفاع برخيزند و اعتقاد اسلامى نيز در اعماق وجود آنها ريشهاى نداشت ، تا در اعمال ايشان تجسّم يابد . يك ترك اصولا پايبند هيچ ارزشى نبود و به عبارت ديگر ، خود را در قبال پول مىفروخت و تنها به اين دليل آمده بود تا با شركت در جنگ ، مالى به دست آورد .
اوضاع تركها در آغاز امر ، يعنى در اوايل حكومت بنى عبّاس و در زمان خلافت معتصم اين چنين بود ، خليفهاى كه خود ، تركها را از نقاط مختلف گرد آورد و پس از آموزش ، مسلّحشان كرد . تركها در ابتدا گروه كوچكى بودند كه تعداد آنها از چهار هزار نفر تجاوز نمىكرد ولى ، كمكم به ارتش وسيعى تبديل شدند كه جز اندكى ، نژاد ديگرى در اين ارتش يافت نمىشد . زبان آنها را فقط خودشان مىدانستند و فرد ديگرى آن را نمىفهميد . معتصم از ميان همين تركها افرادى چون « افشين » « بغا » « اسناس » و « ايتاج » را به فرماندهى ارتش برگزيد ولى ، ديرى نپاييد كه مردم بغداد عليه اين ارتش شوريدند و هر روز تعداد ترور اين نظاميان توسّط مردم بغداد ، افزايش مىيافت تا آنجا كه معتصم مجبور شد
هامش
( * ) كهف / 62 ، ما در اين سفر رنج بسيار ديديم .