تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١

درآمدى بر واقعيّت جنبش مكتبى در حكومت بنى عبّاس

در قرن اوّل هجرى اصول عامّهء مكتب ، همان اصولى بود كه در افراد و در سازمانهاى اجتماعى و اقتصادى و سياسى سير تكاملى خود را سپرى مىكرد . حكومت اسلامى در اين هنگام مشغول توسعه دادن محدودهء خود از غرب و شرق و شمال و جنوب بود . در همين زمان يك جنبش مخالف اصلاح‌طلب به چشم مىخورد ، اين جنبش همان نهضت مكتبى بود كه امير المؤمنين على ابن ابى طالب ( ع ) و سپس و فرزندان ايشان ( ع ) آن را رهبرى مىكردند و نمايندهء اين حركت به شمار مىآمدند . در قرن دوّم هجرى تلاش عملى همهء امّت متوجّه اصلاح داخلى گرديد و فتوحات خارجى به گونه‌اى متوقّف شد و ديگر كسى به اين مسأله توجّهى نداشت . عناصر مكتبى مؤمن چنين انديشيدند كه بهتر است توجّه خود را به داخل يعنى ، تصحيح مسير امّت معطوف دارند ، به همين جهت در قرن دوّم شاهد رشد نهضتهاى فكرى و سياسى بسيارى در حكومت بنى اميّه هستيم ، اين جنبشها اگرچه جهتهاى مختلفى داشتند ولى همگى داراى يك هدف مشترك بودند و آن اصلاح اوضاع داخلى امّت بود . معتزله و مرجئه و خوارج و زيديه و جنبشهاى ديگر را مىتوان از جملهء اين نهضتها دانست كه طبيعة جنبش ما در يعنى ، جنبش مكتبيها را نيز بايد بدانها افزود ، جنبشى كه بيش از ساير نهضتها ، بار سنگين تغيير دادن امّت را به دوش داشت . در قرن سوّم جنبشهاى اسلامى ، در ايجاد نوعى توازن سياسى در داخل امّت اسلامى به موفقيّت دست يافتند كه در نتيجهء اين موفقيّت ، اهتمام بسيارى به زبان و ادبيّات و عمران و آبادى
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 151 | السيد محمد تقي المدرسي