با كينهاى كه داشت سوگند يادكرده بود كه با دختر محمّد صلى الله عليه و آله در زير يك سقف نباشد . از اينرو همسرش ابولهب را تحريك كرد كه در طلاق عروسهايش اقدام كند . ابولهب به پسرانش گفت : « حق من بر شما حرام باد اگر دختران محمّد صلى الله عليه و آله را طلاق ندهيد » . گمان نمىرفت كه پسرانش اين گونه عمل كنند و انتظار نبود ( عمو ) با دختر برادرش - كه در تولّد او شادمانى مىكرد و كنيز خود « ثويبه اسلميّه » را كه بشارت ولادتش را داده بود ، آزاد ساخت - اينگونه باشد .
امّا آن زن كينهتوز ( امّجميل ) كارگردان اين توطئه بود و عقل و اراده و حميّت را از شوهرش گرفت و خون هاشمى را كه در عروقش جارى بود ، بىاثر ساخت تا خويشاوندى خود را با محمّد صلى الله عليه و آله از ياد ببرد و جوانمردى و شهامت را زير پا گذارد ! آرى اين است حسادت و تعصّب كور و احمقانه ؛ زيرا فرزندان هاشم بر ساير قريش پيشى گرفتند و مجد و شرف را از آن خود ساختند ؛ بر خلاف اقوام آن زن . فرزندان « عبد شمس » كه به منزلت فرزندان هاشم دست نيافته بودند ، بهويژه آنكه نبوّتِ مورد انتظار ، اينك در چهرهء يك حقيقت عينى تحقّق يافته و خاندان هاشم برندهء آن بودند . از اين رو آن زن كينهتوز ، كوشيد تا جمعشان را پريشان سازد و نخوت احمقانهء جاهليّت را به پدران و خدايانشان نسبت دهد تا در اين راه [ اين خوى ناپسند را ] به خدمت گيرد و [ با اين توطئه ] كينهاش را متوجّه دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله نمود و مىخواست تا از خديجه انتقام گيرد و آتشِ حسادت خود را فرو نشاند . كه چرا خديجه آنهمه شرافت و شخصيت را به دست آورده و عزّت و افتخارش گوشها را پُر كرده است ؟ ! از اين رو با آن كينهء لعنتى ، شعلهء خشمِ قوم خود را بر مىافروخت تا خديجه را خشمگين كند و صفاى زندگى سعادتمندانهاش را ، كه زبانزد قريش و ديگران بود ، تيره سازد .
همسر ابولهب بهاين توطئهبسندهنكرد ، بلكه در يكنبرد آشكار به وسط معركه رفت كه در يك سوى آن قريش و جاهلّيت قرار داشتند و در سوى ديگرش محمّد صلى الله عليه و آله و ايمان .
موضع ابولهب و همسرش ، از سختترين كارشكنىهاى دشمن ، در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله بود . احَدى از بنى هاشم و عموهاى پيامبر به اندازهء ابولهب و همسرش ، آن حضرت را نيازرد ! البته جمعى از بنىهاشم و عموهاى پيغمبر صلى الله عليه و آله بودند كه در كنار آن حضرت
إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: محمد عبده اليماني
ص٧٧