ازدواج مبارك وثمرهء آن
هنگامى كه خبر خواستگارى امين ، محمدبن عبداللَّه ، از خديجه دختر خويلد در مكّه پيچيد و اين خبر نقل مجالس و محافل شد ، زنان مكّه بر اين پيوند غبطه خوردند ؛ زيرا همهء ديدگان و دلهاى دختران قريش به سوى محمد صلى الله عليه و آله متوجه بود . در ميان جوانان مكّه ، زيباتر ، پاكدامنتر ، خردمندتر ، راستگوتر و باشخصيتتر از امين وجود نداشت . او با صفات و اخلاقِ خجسته و والايىِ نسب و كمال و صداقت و امانت ، قلبها را تسخير كرده بود .
در روز عروسى آن دو ، جشنها بهپا شد ، شترها قربانى كردند و سفرهها گسترانيدند ؛ بزرگان و جوانان همه آمدند و شادى و مسرّت خانههاى مكه را پوشش داد ؛ زيرا محمد صلى الله عليه و آله برترين فرزندان و بهترين جوانان بشمار مىآمد .
بزرگان مكّه و سران قبايل و زبدهترين جوانها ، در اين جشن باشكوه شركت جستند ، هريك در قربانى كردنِ شتر و ذبح گوسفند و مهيا كردن غذا ، بر ديگرى پيشى مىگرفت . سفرهها را گسترانيدند و ظرفها را چيدند و همهء مردم از وليمهء عروسى خوردند تا سير شدند و شادى كردند و از صميم دل مباركباد گفتند .
در مكّه مرد يا زنى ، پسر يا دختر جوانى نبود مگر آنكه به اين مناسبت شادى مىكرد .
چه سخنى براى آنها جالبتر از اين بود ؟ ! و اگر مكّه با اين پيوند زناشويى سرمست از شادى نباشد ، به كدامين ازدواج و به كدام مناسبت خوشوقت و شادمان گردد ؟ !
زندگى براى اين دو همسر گرامى ، با خوشبختى و شادكامى ، به پاكيزگى و گوارايى مىگذشت و محمد پسر عبداللَّه ، در وجود خديجه عطوفتِ همسرى و مهر و محبت و وفادارى را مىجُست .
او شوهرى شايسته بود براى خديجه و خديجه همسرى بااحساس براى آن بزرگوار . محمد صلى الله عليه و آله براى خديجه تمام دنيا بود و خديجه احساس مىكرد كه هماى سعادت برسرش سايه افكنده و قلب و جانش را تسخير كرده است ؛ زيرا مىدانست