يكى از القاب ويژهء خديجه « سيدهء قريش » بود ؛ اين لقب بزرگ و توصيف ارزشمند را به كسى ندهند ، جز آن كسى كه به اوصاف كمال انسانى راه يافته باشد .
همهء مردم برترى اخلاقى و روحى وى را باور داشتند .
او در برابر ثروت و تجارت شيفته نبود و انبوه ثروتها نتوانست در صفات پسنديدهء وى رخنه كند بلكه اين ثروت و تجارت بود كه در برابر او خاضع بود و اين را بايد ثمرهء آن احساس متعالى بر شمرد .
دانشمندان و نويسندگان در تحليل شخصيت خديجه گويند : خود را به غير از مردم و حرفهاى مردمى مشغول مىداشت و به بحث و پرسش در ماوراى اين حيات مادى مىپرداخت . از پيامآوران خدا مىپرسيد ؛ از پيامبرى كه خدا براى اين امت و هدايت مردم خواهد فرستاد ، از خداى بزرگ كه درخور پرستش است و در برابر او بايد به خاك افتاد و در برابر سلطنتش خاضع بود . در اين انديشههاى متعالى ، روح پاك و هوش سرشارش ، وى را يارى مىداد .
در كتب تاريخ آمده است كه او همواره با پسر عمويش « ورقة بن نوفل » از پيامبرِ آينده و سرور آدميان كه خدايش براى هدايت بشريت خواهد فرستاد ، سخن مىگفت .
اين انديشهء بلند ، وى را از بيهودگى زندگى ، كه در آن زمان حاكم بود ، دور مىساخت . و اينگونه به شخصيتى ارزشمند ، ميان مردم دست يافته بود ، كه او را سيده زنان قريش نام نهادند .
قريش زنان باشخصيت ديگرى هم داشت كه داراى عقل وخرد و جزم و ثبات بودند اما حضرت خديجه در عقل و خِرَد ، حزم و ثبات ، شرافت ، طهارت و والانگرى ، بر همگان برترى داشت تا آنجا كه در ميان قوم خود به فضل و كرم و يارى مستمندان شهره بود .
فقرا و نيازمندان و افراد غريب به سوى خانهء او مىآمدند و از سفرهء احسانش بهرهمند مىشدند . بانوى قريش را لقب « امّالمؤمنين » دادند ؛ زيرا منزلت فوقالعادهاى داشت ؛ منزلتى كه در طى قرنها جاودانه است ! او تمام آنچه را در توان داشت نثار كرد تا بار مشكلات را از دوش پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندان و يارانش بردارد و در تبعيد و محاصره ،
إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: محمد عبده اليماني
ص٦٢