خود را به خواندن تورات و انجيل مصروف مىداشت و از اين دو كتاب مطالبى نقل مىكرد و به غور مىپرداخت تا اوصاف پيامآور اسلام را كه تورات و انجيل و برخى كتب ديگر بشارت داده بودند ، به دست آورد . او با بسيارى از راهبان و اهل كتاب همنشين بود و از آنها نيز اوصاف پيامبر موعود را مىشنيد و تلاش مىكرد قبل از مردن ، پيامبر صلى الله عليه و آله را درك كند ؛ بهويژه پس از آنكه فهميده بود او از فرزندان اسماعيل ، فرزند ابراهيم عليهما السلام است .
ورقة بن نوفل از آلودگى شرك و بتپرستى رويگردان بود و به خداى يكتا ، آفرينندهء هستى ايمان داشت و نيز به حساب ، پاداش ، بهشت و دوزخ ، مؤمن بود .
وى شاعرى بود با احساسات لطيف ، بزرگمنش و با دلى لبريز از محبّت به مردم ؛ بدين جهت مردم به او انس و علاقه داشتند و هرگاه به مجلسى مىگذشت ، وى را خوشآمد مىگفتند و مشتاق بودند كه بيشتر با او همصحبت باشند ، ليكن او تنهايى و بندهء خدا بودن را ترجيح مىداد .
آرى ، خديجه اين دو عنصر شايسته را برگزيده بود . حكيم بن حِزام ، پسر برادرش كه در تجارت و توانگرى و خردمندى سرآمد بود و ورقه كه الگوى عبادت و تفكر بود و خديجه به گفتهء او ايمان عميق داشت و بسيار مىشد كه خاطرههاى معنوى ، كه ثمرهء روح بلند و عقل سليم و انديشه هدفمند او بود ، با وى در ميان مىگذاشت و بسيار از خدا و آيات و نشانههايش مىپرسيد و در بارهء ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ و ارزش عمل صالح و انفاق به فقرا و مستمندان و كمك به نيازمندان از وى پرسشهايى مىكرد .
ورقه با صفاى نفس و لطافت روح ، آنچه را كه در درون دختر عمويش مىگذشت احساس مىكرد و بدور از شائبههاى دنيوى ، به پرسشهايش پاسخ مىداد و از تجارب و آموختههاى خود او را بهرهمند مىساخت كه اينها در حياتِ دينىِ خديجه تأثير داشت . از اينرو به هيچ يك از بتها سر تسليم فرود نياورد و براى آنها نذر يا قربانى نكرد .
حضرت خديجه در ميان مردم مكه ، به ويژه قريش ، منش و سلوك آبرومندانهاى
إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: محمد عبده اليماني
ص٦٠