جوان راستگو و امين يافت و با اينكه به خواستگارى سران و رؤساى قريش جواب رد داده بود ، به فكرش رسيد كه نظر خود را با « نفيسه » دختر اميّه در ميان نهد . نفيسه نزد پيامبر آمد و از ازدواج خديجه با وى سخن گفت ، رسول خدا پذيرفت و با عموهاى خود در اين باره صحبت كرد ؛ آنها پيش عموى خديجه رفتند و از خديجه خواستگارى كردند و آن ازدواج به مباركى و ميمنت شكل گرفت ! بنىهاشم و سرانِ « مُضر » در مراسم عقد شركت كردند .
اين واقعه دو ماه پس از بازگشت پيامبر از شام رُخ داد . بيست شتر كابين او قرار داد .
خديجه در آن روز چهل سال داشت ؛ او برترين زنان قبيلهء خود در نسب ، ثروت ، عقل ، عفّت و شرف بود و هم او نخستين بانويى بود كه به همسرى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آمد و پيامبر تا خديجه زنده بود ، همسر ديگرى اختيار نكرد .
در اينجا فرصت را مغتنم شمرده ، اندكى دربارهء شخصيت مادر فاطمه و سرشت پاك و اصل و نسب و خاندان وى سخن بگوييم ؛ زيرا او بانويى بود بلندمرتبه ، با خلق وخوى شايسته و فضل و درايت كه از خاندانى اصيل و كريم ، نشأت مىگرفت .
حضرت خديجه
خديجه ، دختر خويلد ، فرزند اسد بن عبدالعزّى بود . عبدالعُزّى برادر عبد مناف ، يكى از اجداد پيامبر صلى الله عليه و آله است و پدر اين دو قصىّ بن كلاب مىباشد . اين چنين ، خديجه با رسول خدا صلى الله عليه و آله در جدّ چهارم ( قصىّ بن كلاب ) تلاقى دارند !
ايستادگى خويلد در برابر « تبّع » معروف است . آنگاه كه تبّع از يمن به حج آمد و قصد كرد حجرالأسود را از جاى بركند و با خود ببرد .
تاريخ فراموش نمىكند زمانى را كه خويلد با « تبّع » به مقابله و ستيز برخاست و هشدار داد كه چنين اقدامى ، خشم خداوند را در پى خواهد داشت و صاحب خانه ( خداوند متعال ) نفرين و هلاكت را بر او نثار خواهد كرد .