« أحبّوااللَّه لما يغذوكم من نعمة و أحبّوني بحبّاللَّه و أحبّوا أهل بيتي بحبّي » . « 1 »
« خدا را دوست بداريد به جهت نعمتهايى كه بر شما ارزانى داشته و مرا دوست بداريد بهجهت محبّت به خداوند و خاندانِ مرا دوست بداريد به جهت محبّتِ من . »
از اينجاست كه قضيهء محبّت يك قضيهء اساسى در جهت خدا و براى خداست و مسؤوليتى بزرگ كه انسانها بايد به آن پايبند باشند به جهت ايمانى كه دارند ، چون در زمينهء محبّتِ اهلبيت پيامبر وارد مىشوند ، مورد محاسبه قرار گيرند ، به ويژه محبّت اين بانوى گرانقدر . ( رضوانللَّه عليهم )
اين محبّت ويژهاى است كه به ميزان عدل و آگاهى و مسؤوليت شناسى در ابعاد اين محبت نياز دارد . وقتى ما اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله را دوست مىداريم ، اهتمام خواهيم كرد كه آنان را اسوه و سرمشق خود سازيم و آنگاه كه به محبّت آنها پاى بنديم ناچار بر ماست كه بدانيم از محدودهء شرع حنيف تجاوز نكنيم ؛ اينها را به خاطر پيامبر دوست داريم كه ما را به محبّت خدا توصيه فرمود و خدا نيز بدان دستور داد و براى ما روشن ساخت كه اگر خدارا دوست داريمبايد از پيامبرش هم اطاعت كنيم و به دنبال آن عترت طاهره وگرانقدر و ياران پاك و مخلص ، كه اين دين بزرگ را به دست ما رساندند پيروى كنيم . و به ما آموختند كهچگونه با چنگ و دندان از آن حراست كنيم : قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمْ اللَّهُ . . .
؛ « اگر خدا را دوست داريد ، مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد . »
اين يك مسألهء ايمانى حسّاسى است و در همين حالى كه به حُبّ اهلبيت با تمام اعضا و جوارح و عقل و قلب رو مىآوريم ، بايد درك كنيم كه در اينجا مسؤوليتهايى وجود دارد كه بر اساس آن بايد در برابر حدودِ الهى توقف كنيم و اهلبيت را گرامى داريم و چيزى را كه شايستهء آن هستند براى ايشان مُقرّر داريم و از ميزان شرع تخطّى نكينم و در آداب و اخلاق قصور نورزيم و از راه درست منحرف نشويم . در حالىكه آنان را - و آنان كه نسبت به آنها عشق مىورزند - دوست داريم و در اداى حقوق الهى مىكوشيم ، ناچار بايد حدود شرعِ حنيف را نگهداريم و به آدابِ مصطفى صلى الله عليه و آله ملتزم باشيم : ستم نكينم ، غلوّ
هامش
( 1 ) - ترمذى روايت كرده و گويد : روايت نيكو و شگفتى است . و نيز حاكم ، صص 3 ، 150 ، و ذهبى .