چگونه زهرا را دوست بداريم
محبّت براى خدا ، نعمت بزرگ و موهبت عظيمى است . خداى عزّ و جل ، براى دوستداران خود درجهء بزرگ و منزلتى سِترگ و بركت و خير ، قرار داده است . همانگونه كه پيامبر به آن دستور فرموده آن روز كه گفت : « سه چيز است كه اگر در وجود كسى باشد شيرينى ايمان را خواهد چشيد و در رأس اين امور سه گانه ، اين است كه خدا و رسول او در نظر شخص از هرچه جز آنهاست محبوبتر باشد و اگر كسى را دوست دارد ، صرفاً براى خدا باشد و از بازگشت به كفر متنفّر باشد ، به آن گونه كه دوست ندارد در آتش افكنده شود ! حال چگونه است ، اگر اين محبت براى خدا و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و نسبت به اهلبيت گرامى به ويژه حضرت زهراى بتول عليها السلام ( امّ ابيها ) باشد ! كه رسولاللَّه او را دوست مىداشت و به دوستى او سفارش كرد و به اعزاز و اكرام و احترام او ، امر فرمود و در بسيارى از مناسبتها تصريح نمود كه او پارهء تن من است . آنچه او را خشنود كند مرا خشنود ساخته و آنچه او را به خشم آورد مرا خشمگين كرده است . « 1 » اين سيدهء فاضله كه خداوند نسب شريف پيامبر صلى الله عليه و آله را در نسلِ او حفظ كرده است ! شك نيست كه شأن و منزلت اين بزرگ بانوى جهانيان ، عظيم است . چراكه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله او را احترام و تجليل كرده و به ارتباط با او و فرزندانش و دوستى و محبتشان امر نموده و به صراحت فرموده است :
« أُذْكِّرُكُم اللَّه فِي أَهْلُبَيْتِي ، أُذْكِّرُكُمُاللَّه فَي أَهْلبَيتي »
« خدا رابه يادتان مىآورم درخصوص اهلبيت خود . خدا را يادكنيد دربارهء اهلبيت من . »
اين سيدهء فاضله ، شايستهء هرگونه محبّت و تقدير و تجليلِ ما مىباشد ؛ چرا كه دخت گرامى پيامبر است ؛ مجاهدى بردبار كه رنجهاى بسيارى را او و مادر گرانقدرش ، در شعبِ ابىطالب و پس از آن ، در برابر آزارهاى قريش ، تحمل كردند و نيز بدان جهت كه
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى .