حوادث به سرعت رهمىسپرد ، روزهايى رسيد كه قريش نيروهاى خود را سازماندهى كرده و به منظور جنگ با مسلمانان ، رهسپار مدينه شدند آنها از پيشامدِ ( احُد ) و خطاى تيراندازان ، علىرغم پيروزى نِهايى ، فريب خوردند . اين غزوهء جديد موسوم به خندق يا احزاب است كه در شوّالِ سال پنجم هجرى رخ داد . حادثهاى كه تأثير عميق در تاريخ اسلام و مسلمين و در مهد اسلام بر جاى نهاد ؛ جنگى بود سرنوشت ساز امتحانى كه مسلمانان به چيزى مانند آن آزمايش نشده بودند ؛ بهترين تصوير اين نبرد در گفتار خداى تعالى آمده است :
« آنگاه كه سپاهيان از بالا و پايين بر شما حمله كردند و چشمها خيره شده و جانها به حلقوم رسيده بود و شما گمانهايى نسبت به خدا داشتيد ؛ اينجا بود كه مؤمنان به آزمايش در آمدند و تكان سختى خوردند ! » « 1 »
در اين جنگ براى نخستين بار ، نبوغ شگفت انگيزِ علىبن ابىطالب عليه السلام با عالىترين مظاهر آن ، در پيكار درخشيد ! و اين هنگامى بود كه عمروبن عبدود مبارز طلبيد و على به پاخاست و از پيامبر خدا اجازه گرفت تا به پيكار او رود ! پيامبر فرمود : « اين عمروبن عبدود است ! » و على گفت : « عمرو باشد ! » پيامبر اذن دادند ، على با او جنگيد و پيروز شد ! و او را به خاك هلاكت افكند .
خندقى به اشارهء سلمان فارسى در زمين هموارِ شمال مدينه كندند و آن قسمت كه باز بود و بيم حملهء دشمن مىرفت ، نقطهء تلاقى مسلمانان و كُفّارِ قريش و غطفان بود كه شمارشان به ده هزار نفر مىرسيد ! سواران قريش شتابان به كنار خندق آمده و گفتند به خدا اين حيلهاى است كه عرب بدان آشنايى نداشته است ! آنگاه به نقطهاى كه دهانه خندق تنگ مىشد آمده و اسبها را راندند و از آنجا هجوم بردند و جنگ را به ميدانى كه در تصرف مسلمانان بود كشاندند .
يكى از سواران دشمن ، عمروبن عبدوَدّ بود كه با هزار سوار برابرى مىكرد ! او ايستاده بود و مبارز مىطلبيد على عليه السلام به ميدان آمد و گفت :
هامش
( 1 ) - احزاب : 10 و 11