پيامبر از خانهء فاطمهء زهرا برگشت در حالىكه طومارى از خاطرههاى خديجه ، پيرامونش حلقه زده بود و با عروس و داماد نيز به گفتگو نشست تا نخستين شب زهرا را انس و آرامش بخشد و سختىِ فراق پدر و اندوه دورى مادرش را تخفيف دهد . « 1 »
خداوند دعاى پيامبر را در آن شبِ مسعود اجابت فرمود و آن ازدواج مبارك صورت گرفت . خداوند سبحان خواسته بود كه ذريهء پيامبرش مصطفى صلى الله عليه و آله منحصر در ثمرهء آن باشد . « 2 »
مصطفى صلى الله عليه و آله به خانهء خود برگشت تا شاهد گريهء دخترش زينب باشد ، كه ازدواج فاطمه ، خاطرهء جانسوزى را به يادش آورده بود ، ياد مادرِ مهربان مىكرد ؛ مادرى كه قبرش در مكه مكرّمه است و آنها نمىتوانند آن قبر مطهر را زيارت كنند . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زينب را مورد ملاطفت قرار داد تا لبخندى زد و براى خواهر سعادت و خوشبختى آرزو كرد .
اندوهش بر طرف شد و دلش آرام گرفت و شب را در سايهء محبت پدر مهربان - كه رحمت براى جهانيان بود - به سر برد بر او و بر خاندان پاك و مطهّر او درود و سلام باد ! ( عليه افضل الصلاة و التسليم وَ عَلى آلِ بَيتِهِ الطَيِّبين الطاهرين ) .
فاطمه در خانهء خود
زندگانى مولا و آقاى ما على عليه السلام و سيدهء ما فاطمهء زهرا عليها السلام ، در سايهء پيغمبر سامان گرفت ؛ زندگانى توأم با قناعت و تعاون ، رضا به دادههاى الهى و شادمان به آن خانهء پاك كه خدا نسلهاى پيراسته و ذريّهء مبارك و عترت گرانقدر را از آن خانه پديد آورد . همانند درختِ پاك كه ثمرهء نيكو ببار آوَرَد .
زندگانى زهرا عليها السلام توأم با رفاه و اسراف نبود ، بلكه به رياضت و رنج نزديكتر بود تا رفاه و آسايش و از اين بابت با زندگى خواهرانش كه بهرهء كافى از ثروت دنيوى داشتند
هامش
( 1 ) - تراجم سيدات بيت النبوه ، ص 608 ، بنتالشاطى
( 2 ) - همان .