سپس آبى طلبيدند و از آن مضمضه كردند و در آن ظرف ريختند و آن را بر سينهء على و زهرا عليهما السلام پاشيدند ! « 1 »
در روايتى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت : « خدايا ! ايندو ، محبوبترين مردماند نزد من ، پس تو آنها را دوست بدار و در ذُريّهء ايشان بركت و خير قرار ده و از پيش خود نگهبانى بر ايشان فرست . آنها و فرزندانشان را از شيطان رانده شده به تو مىسپارم و پناه مىدهم » و بار ديگر دربارهء فاطمه عليها السلام دعا كردند و گفتند :
« أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْكِ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَكِ تَطْهِيراً ! »
و در روايت ديگر است كه پيامبر چنين دعا كرد : « بار خدايا ! اين است دختر من ، محبوبترين خلق نزد من . بار خدايا ! و اين هم برادر من و محبوبترين خلق نزد من .
خدايا ! او را ولىّ و دوست خود قرار ده و نسبت به خود مهربان ساز و خاندانش را بركت عطا فرما ! » سپس فرمود : « اى على ، پيش همسرت برو . » « باركاللَّه لك و رحمةاللَّه و بركاته عليك انّه حميد مجيد » .
آنگاه از اتاق آنها بيرون شدند و چهارچوب در را گرفته و گفتند : « خدا شما و نسل شما را پاك و پاكيزه گرداند . من دوست كسى هستم كه دوست شما باشد . دشمن آنم كه با شما دشمنى كند . شما را به خدا مىسپارم ، در پناه خدا باشيد ! »
آنگاه با دست مبارك در را به روى آنها بست .
در « طبقات » آمدهاست كه پيامبر با دخترش فاطمه گفت :
« يا فاطمة واللَّه ما ألوت ان زوجتك خير اهلي » .
« به خدا پشيمان نيستم كه تو را به بهترين فرد خاندانم تزويج كردم . »
فاطمه نتوانست جلو اشكهايش را بگيرد . پدر اندكى توقف كرد و با مهربانى و ملاطفت خاطرنشان ساخت كه : او را نزد نيرومندترين مردم از نظر ايمان و بيشترين
هامش
( 1 ) - طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 15 ؛ استيعاب و الإصابه .