نيازمندى است كه او را همراهى كرده و با مال و جان و ترك خانه و كاشانه براى خدا كارى نمودهاند تا پايههاى دولت اسلام را استوار سازند . او كسى نيست كه نيازمندى را رها كند و از دادن « قُوتِ لايموت » يا لباس تن پوش به او خوددارى نمايد و خدمتكارى به دخترش بدهد ، هرچند او نيز به كمك نيازمند است !
اسلام بين مسلمانان به مساوات عمل مىكند و دختر پيغمبر يا عمو ، يا پسر عمو را با ساير مسلمانان فرقى نيست و آنكه محتاجتر است بر آنكه كمتر احتياج دارد ، مُقدّم است ، و مردم در نظر پيامبر چون دندههاى يك شانه برابرند . چنين موضعگيرى ، كه عدالتى ما فوق آن و بلكه مانند آن در تصور نمىگنجد ، مقتضاى اسوه بودن پيامبر صلى الله عليه و آله است .
دخترش را از آنچه به ديگران مىدهد منع مىكند تا همواره مَثَلِ اعلايى براى امّت در هر موردى باقى بماند و اين عملكرد برتر از مساوات است . نظير اين ، رفتارى است كه آن حضرت با همسران خود داشت . آنگاه كه درخواست كردند در هزينهء زندگى بر آنان توسعه دهد و آن حضرت نپذيرفت و اظهار داشت كه بايد او و همسرانش در زهد نسبت به دنيا ، اسوه و سرمشق باشند .
شبى پيامبر صلى الله عليه و آله بر آن دو زوج والامقام وارد شد ، شب سردى بود كه از سرما خوابشان نمىبرد . بيدار بر بستر آرميده و به داده حق قانع بودند و اعتقاد داشتند كه زندگى يعنى زندگى آخرت . ناگهان صداى كوبهء در را شنيدند ، على عليه السلام برخاست و دَر را گشود ، ديد حضرت مصطفى صلى الله عليه و آله است . فاطمه زهرا عليها السلام از جاى جَست تا همراه شوهر از ميهمان گرانقدرشان استقبال كنند . پيامبر آغاز سخن نموده ، فرمود : « برجاى خود باشيد . » و سپس با رفق و ملاطفت فرمود : « مىخواهيد شما را از چيزى خبر دهم كه بهتر از آن چيزى است كه از من خواستيد ؟ ! » و آنها يك صدا گفتند : « بله يا رسولاللَّه ! » فرمود : « كلماتى است كه جبرئيل به من آموخته ، پس از هر نمازى ده بار تسبيح خدا گوييد ( سبحان اللَّه ) و ده بار حمد او ( الحمد للَّه ) و ده بار تكبير ( الله اكبر ) . و چون به بستر رفتيد ، سى و سه بار تسبيح ( سبحان اللَّه ) و سى و سه بار حمد ( الحمد للَّهِ ) و سى و چهار بار تكبير ( اللَّه اكبر ) گوييد . » « 1 »
هامش
( 1 ) - حديث متفق عليه است از على عليه السلام ، بنگريد ، طبقات ابن سعد ، ج 8 ، ص 25 ، ( در روايات خاصه اول تكبير و سپس تحميد و آنگاه تسبيح وارد شده است . ) مترجم .