تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
آنها در علم و بهترين آنها از جهت اخلاق و با عظمت‌ترين از نظر روح ، به امانت سپردم ! « 1 » و در روايتى است كه فرمود : « فاطمه جان ، چرا گريه مىكنى ؟ به خدا تو را به ازدواج كسى درآوردم كه دانش او بيش از همهء مردم و در حلم بر همه برتر است و نخستين فردى بود كه اسلام آورد . » ( فواللَّه لقد انكحتك اكثرهم علماً و افضلهم حلماً و اوّلهم اسلاماً » . « استاد ، عباس محمود عقاد » بر گريهء فاطمه زهرا تعليقه‌اى دارد . او مىگويد : « اگر خبرى كه در انساب الاشراف بلاذرى آمده ، سند قابل قبولى داشته باشد ، دور از عقل و تجربه نيست كه پيامبر صلى الله عليه و آله زهرا عليها السلام را گريان ببيند و اين بعيد به نظر نمىرسد ؛ زيرا باور كردنى نيست دخترى در شرايطى باشد كه زهرا بود و خاطرهء زندگانى مادر و وداع با خانواده به‌ويژه پدر گرامىاش ، او را به گريه نياورد ، او مادر را از دست داد ، در حالىكه دخترى محبوب بود كه فقدان مهر مادرى و خوبىهايش را در غم و شادى مىفهميد ! و اينك كه از خانهء پدر جدا مىشود ، با نبودن مادر و جدايى از خانه‌اى كه در آن بزرگ شده بود و شهرى كه به آن انس داشت ، نمىتوان تصور كرد كه دختر با ياد اين خاطره‌ها و ترك گفتن پدر و زندگى در كنارِ او ، غمگين نباشد . اين عجيب است اگر تصور كنيم او گريان و اندوهگين نباشد ، به ويژه مثل زهرايى كه روحى افسرده و اندوهى پنهان از فراقِ مادرِ عزيزش در دل داشته و سالها او را رنج مىداده است و مانند پيامبرى كه بزرگترين فضايلش اين است كه او انسانى بزرگ و پدرى دل شكسته است و هرگز آن خاطره‌ها را در اين روز فراموش نمىكند . سكوت پيامبر در اين موقعيت اتفاقى نبود ، بلكه خود مىدانست چه اندوه و حسرتى فاطمه را از درون مىآزارد ومقتضاى لطف نسبت به دخترِ اندوهگين اين بود كه اندوه خويش پنهان دارد و براى تسلّىِ خاطرِ دخترش بگويد : « فاطمه چرا گريه مىكنى ؟ ! به خدا تو را به كسى تزويج كردم كه علمش از همه بيشتر و حلمش از همه برتر و اسلامش از همه مقدّم‌تر است ! » « 2 »
هامش
( 1 ) - طبقات ابن سعد ، ج 8 ، ص 24 . ( 2 ) - فاطمةالزهرا و الفاطميون ، عباس محمود العقاد .