مباركش اشك به محاسن شريفش جارى مى شد ، مىفرمود : بار خدايا ، جعفر براى رسيدن به بهترين ثوابها پيشگام شد ، تو نيز جانشين او براى فرزندانش باش به بهترين وجهى كه جانشين يكى از بندگانت براى فرزندان او مىشوى . سپس فرمود : اسماء ، آيا به تو مژدهاى بدهم ؟ مادرم گفت : بفرماييد يا رسول اللَّه . حضرت فرمود : خداوند به جعفر دو بال داد كه با آنها در بهشت پرواز مىكند . سپس پيامبر ( ص ) ما را به خانه برد و سه روز نزد او بوديم . « 1 »
شعر شهادت
حسان بن ثابت ، شاعر مخصوص پيامبر ، در شهادت جعفر اشعارى سروده است كه ترجمهء آن چنين است :
در يثرب در شبى سخت و دشوار ، اندوه بسيار به من روى آورد كه خواب را - هنگامى كه همه خواب بودند - از من ربود . ياد دوست ، اشك چشمم را جارى ساخت . آرى تذّكر ، سبب گريه است . روزى كه اين سه تن ، فرماندهى مسلمانان رابه عهده گرفتند ، شخصيتى بزرگ از خاندان بنى هاشم آنان را به سوى شهادت رهبرى مىكرد . او مرد دليرى بود كه هرگز زير بار ظلم نمىرفت ، چهرهاى نورانى و سيمايى درخشان داشت و به همه نيكىها آراسته بود . او آنقدر در راه خدا جنگيد تا كشته شد و پيكر پاكش در ميدان جنگ و در ميان نيزهها و شمشيرهاى شكسته آرميد . او در راه خدا به شهادت رسيد ، پاداش او فردوس برين و باغهاى سرسبز و خرّم بهشتى است . جعفر بن ابىطالب در وفادارى و تدبير و پختگى شبيه پيامبر بود . اگر جعفر در راه اسلام شهيد شد ، شگفتآور نيست ، زيرا همواره از بنى هاشم مردانى بودهاند كه تكيهگاه اسلام و مايهء فخر و عزّت مسلمانان بودهاند . « 2 »
يكى ديگر از شاعران ، به نام كعب بن مالك در بارهء او اشعارى سروده كه ترجمهء قسمتى از آن چنين است :
هامش
( 1 ) . اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 125 ؛ شرح نهجالبلاغه ، ج 15 ، ص 71 .
( 2 ) . اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 126 .