دار و دستهء جنايتكارش زبانه مىكشيد و مسلمانان با لعن و نفرين ، تبرّى و بيزارى خود را از معاويه و بستگان پليد او اعلام مىداشتند .
تحمل اين طيف وسيع و فزايندهء مخالفان براى معاويه و خاندان بنىاميه ناممكن بود و هيچ راهى براى نابودى اين پايگاه نيرومند وجود نداشت ، جز اينكه معاويه با صرف مبالغ گزاف از بيتالمال مسلمانان در صدد احداث قنات و چشمه برآيد و با استمداد از طبيعت ، آثار آن شهيدان را نابود سازد تا به خيال خام خود از كابوس اجتماع مسلمانان زندهدل در اين پايگاه انقلاب رهايى يابد ، « 1 » اما نه تنها اين اقدام جنايتكارانه به سود او پايان نيافت ، بلكه قرب و مقام شهدا و جاودانگى آنان بيش از گذشته بر مردم آشكار شد و با نمايان شدن پيكرهاى تر و تازهء آنان ، كوس رسوايى معاويه و خاندان پليدش بيش از پيش نواخته شد .
گويا آشكار شدن بدنهاى مطهّر شهداى احد يك بار ديگر نيز در تاريخ تكرار شده است . « 2 »
سلام بر شهيد
پيروان اسلام ناب محمدى بر پايهء اعتقادى ژرف و بينشى عميق و آگاهانه ، شهيد را شاهد و حاضر در ميان خود مىبينند و به زندگى واقعى پس از شهادت او ايمانى راسخ دارند . از اين رو ، در برابر وى به گونهء يك انسان « زنده » و « حاضر » مىايستند و سلام مىكنند و اين حقيقت از ارزندهترين و زندهترين درسهاى تربيتى اسلام ناب است .
پس از شهادت جمعى از مسلمانان در احد ، اين مكان زيارتگاه پيامبر ( ص ) و اهل بيت او و امت اسلامى شد . پيامبر ( ص ) تصميم داشت كه در كوهپايهء احد زيارتگاهى براى عاشقان اسلام ناب بنا كند كه تا دنيا پا برجاست طوافگاه مسلمانان و پيروان آن حضرت قرار گيرد . از اين رو ، پس از پايان نبرد احد وقتى آن حضرت ديد كه برخى از
هامش
( 1 ) . و اين يكى ديگر از شباهتهايى است كه حمزهء شهيد با سرور شهيدان حسين بن على ( ع ) داراست ، زيرادشمنان حسين ( ع ) نيز خواستند تا با شخم زدن و كشت و كار ، آثار قبر حسين ( ع ) و شهداى بىنظير كربلا را نابود كنند .
( 2 ) . ر . ك : تاريخ بغداد ، خطيب بغدادى ، ج 14 ، ص 399 .