درنقل ديگرى گفتهاند كه نه شهيد را به حضور پيامبر ( ص ) مىآوردند و حمزه دهمين آنان بود و آن حضرت بر همه نماز مىگزارد ، سپس آن نُه شهيد را مىبردند و نُه شهيد ديگر مىآوردند و آنان را در كنار حمزه قرار مىدادند و آن حضرت بر همه نماز مىگزارد و تا هفت بار اين كار را كرد . همچنين گفتهاند كه آن حضرت نُه يا هفت يا پنج تكبير بر آنان مىفرمود . « 1 »
واقدى گويد : وقتى مشركان از احد بازگشتند ، مسلمانان به سراغ كشتگان خود رفتند ، و حمزه از آنهايى بود كه پيشاپيش همه ، پيكرش را به حضور پيامبر بردند . رسول خدا ( ص ) بر پيكر او نماز گزارد ، آنگاه فرمود : ملائكه را ديدم كه بدن او را شستوشو مىدهند . « 2 »
خاكسپارى حمزه
رسول خدا ( ص ) با دلى آكنده از غم فرمان خاكسپارى عموى گرامى خود و ديگر شهيدان احد را صادر كرد . جمعى از مسلمانان كشتگان خود را به سمت مدينه كوچ دادند تا در آنجا به خاك بسپارند . رسول خدا ( ص ) ايشان را از اين كار بازداشت و فرمود :
ايشان را همانجا كه كشته شدهاند به خاك بسپاريد . « 3 »
شايد اين فرمان بدان سبب بوده است كه پيامبر ( ص ) مىخواست همهء شهداى احد در يك جا به خاك سپرده شوند تا اين محل هميشه يادآور آن روز حماسهساز و خونين باشد و زائران همواره به تربت پاك آن شهيدان به خون خفته تبرك جويند .
همانگونه كه پيامبر ( ص ) بر شهدا گروهى نماز خواند ، همانگونه نيز فرمان داد تا آنان را در قبرهاى جمعى به خاك بسپارند و هر كه را بيشتر قرآن مىخواند مقدم بدارند .
يكى ديگر از شهداى گرانقدر احد ، عبداللّه بن جحش است . او فرزند اميّه دختر عبدالمطّلب و خواهرزادهء حمزه بود و مشركان بدن او را نيز مانند بدن حمزه مُثله كردند ، امّا جگر او را بيرون نياوردند . رسول خدا ( ص ) او را با حمزه در يك قبر نهاد . « 4 »
هامش
( 1 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 310 ؛ المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 198 .
( 2 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 309 ؛ المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 195 .
( 3 ) . اسدالغابه ، ج 2 ، ص 49 .
( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 529 - 530 ؛ طبقات ، ج 3 ، ص 91 .