رسول خدا ( ص ) رو به او كرد و خاطرههايى از گذشته را به يادش آورد و او را بيم و مژده داد . در اثر سخنان رسول خدا ، خداوند متعال نور ايمان بر دل او تابانيد . حمزه به پيامبر گفت : گواهى مى دهم كه تو راستگو هستى ، گواهى مردى حقيقتجو و دانا . پسر برادرم ، آيين خود را آشكار كن كه به خدا سوگند دوست ندارم آنچه زير آسمان كبود قرار دارد از آنِ من باشد و من پيرو كيش نخستين خود باشم ! آرى ، حمزه كسى بود كه اسلامش مايهء عزت دين خدا شد . « 1 »
پس از ريشهگيرى اسلام در اعماق وجود حمزه و گذر پيروزمندانه از پل شك و دو دلى ، اين اشعار را سرود كه نشانگر عمق تأثير دين حياتبخش اسلام در جان و روان اوست :
سپاس خداى را كه قلب مرا
به اسلام و يكتاپرستى رهنمون شد .
آيينى كه از سوى پروردگارى ارجمند
و آگاه به بندگان و مهربان آمده است .
هر گاه سخنانش بر ما تلاوت شود ،
اشكهاى هر خردمند با انديشهاى سرازير مىگردد .
سخنانى كه احمد از پرتو روشنگرىهاى آن ،
آيههايى دلنشين آورده است .
فرمانرواى همهء ما احمد مصطفى است ،
مبادا با سخنان درشت او را بيازاريد .
به خداسوگند ، هرگز او را به آن گروه نخواهيم سپرد ،
مگر آنكه با شمشيرها ايشان را درو كنيم ،
ولاشههايشان را همه جا بپراكنيم ،
كه تا ابد پرندگان از گوشتشان تغديه كنند .
من از رفتار [ زشت ] قبيلهء ثقيف با وى آگاه شدم ،
هامش
( 1 ) . همان .